ساخت آینده با تکه سنگ و باورها
چطوری باورهای ما آینده ما رو می سازند؟ من توی پرو هستم نزدیک شهر شیبای و
دره ای که اینجا هست دومین دره عمیق دنیا هست. اتفاق جالبی که اینجا افتاد و توجه منو جلب کرد
سنگهایی هست که ما همه جاتوی این کوهستان و توی این بیابونها می بینیم
سنگهاییه که روی هم چیده شده و خیلی از اینها رو ما می بینیم و پرسیدم که داستان این سنگها چیه؟
و اتفاق جالبی که می افته این هست که دوستانی که اینجا زندگی می کننداین سنگها رو
می چینند رو یه هم و هر سنگ نشونه یکی از آرزوهای اونهاست. مثلا برای خرید ماشین
همسره، خونه است، و میگن زمانی که مااینها رو می چینیم روی هم و نیوفتن ما به اون آرزو یی که داریم میرسیم.
و زمانی که بیوفتن به اون آرزو نمی رسیم. یکی از عزیزان پرویی که باهاش صحبت می کردم
می گفت این واقعا هم درست هست. هر باری که من این سنگها رو چیدم و افتاده به اون آرزویی که
داشتم نرسیدم. و هر زمانی که سنگها رو چیدم و نیوفتاد به اون آرزویی که داشتم رسیدم.
نکته ای که وجود داره اون چیزی که کمک میکنه اینها به اون آرزوشون برسه یا نرسه
اون افکارشون و اون باورشونه. اگر من باور این رو داشته باشم لیاقت داشتن
خونه اونطوری رو ندارم. فلان کار رو لیاقتشو ندارم، حتی اون زمانیکه دارم سنگها رو می چینم
روی هم اون باوره به من به کل ذهن و بدن من فرمان میده که یک جوری بچینم که اینها
بیوفته که اون باور من درست بودنش از این لحاظ که من لیاقتشو ندارم نمایان بشه.
برای همین هم هست زمانی که اینها رو می چینم اون باور مثبتی که من به این آرزو می رسم
این باوره هست که کمک میکنه که اینها به اون چیزی که میخوان برسن. و گرنه
خود این سنگها از دید من هیچ چیزی نیست که حالا بگیم که سنگها که چیزی شد
یک انرژی داشته باشه اتفاقی بیوفته که اون فرد به اون آرزویی که داره برسه.
دوست داشتم که این رو باهاتون به اشتراک بگذارم. اگر که سوالی در مورد باورها
افکار مثبت و اینکه چطوری آینده ما از توی افکار ما ساخته میشه دارین
حتما توی کامنتها بنویسین. یادتون نره تا جایی که میتونین لبخند بزنید هر کاری نیاز هست
انجام بدید که بهترین دوست خودتون باشید. بدرود تا بعد.