×

Nós usamos os cookies para ajudar a melhorar o LingQ. Ao visitar o site, você concorda com a nossa política de cookies.

image

Tarik-khane Tarikh Podcast | پادکست تاریکخانه تاریخ, Mosadegh 1

Mosadegh 1

تاریکخانه تاریخ. در تاریکخانه تاریخ عکس‌هایی از تاریخ دیروز و امروز را ظاهر می‌کنیم و برای شما شرح می‌دیم. محمد مصدق اشراف‌زاده‌ای در خدمت توسعه‌ی سیاسی. سلام محمد ناظمی هستم، و شما بیستمین قسمت از پادکست تاریکخانه‌ی تاریخ رو می‌شنوید. تو این پادکست با توجه به تیتری که انتخاب می‌کنیم سری به فعالیت‌های سیاسی شخصیت معاصری می‌زنیم و از اقداماتش در اون راستاها حرف می‌زنیم. علاقه‌ی من به تاریخ باعث و محرک تولید این پادکست بوده، و سعی کردم از مطالبی استفاده کنم که توسط تاریخ‌نگارها و پژوهشگرانی که تو این زمینه فعالیت می‌کنند استفاده کنم. قطعا تو خوانش مطالب دچار اشتباهاتی میشم که البته تلاشم اینه این اشتباهات رو به صفر برسونم. ولی امیدوارم مشکلاتی که در اجرای این پادکست دارم رو بر من ببخشید. و همچنان تو ادامه‌ی مسیر همراهمون باشید. قبل از اینکه بیشتر از نحوه تولید پادکست صحبت کنم، این رو بگم که اگه علاقه به نوشیدن قهوه یا چای خوب ایرانی دارید، تو توضیحات این قسمت آیدی توئیتر دوست عزیزی رو قرار دادم که می‌تونه تو این زمینه بهتون کمک کنه. حتما باهاش ارتباط بگیرید. و باتوجه بازخوردهایی که می‌بینم مطمئنم که پشیمون نمیشید. اما برگردم به صحبتی که داشتم. مطالبی که برای تاریکخانه تاریخ انتخاب می‌کنم، ممکنه تو هر قسمت جهت‌دار به نظر برسه. ولی وقتی این قسمت‌ها رو در کنار هم گوش کنید، دید بهتری از اوضاع دورانی که ازش صحبت می‌کنم رو به شما دوستان عزیزم میده. کما اینکه پیشنهاد می‌کنم قبل از شنیدن این قسمت سیزدهمین قسمت از پادکست تاریخانه‌ی تاریخ به‌عنوان احمد قوام جادوگر سیاست ایران رو بشنوید، تا این دوتا مطلب که توسط تاریخ نگارانی با دیدگاه‌های متفاوت نوشته شده در قیاس با هم قضاوت یک طرفه‌ایی از شخصیت‌ها رو ارایه نده. تو این قسمت می خوام از شخصیتی که خدمات زیادی برای توسعه سیاسی در ایران داشته صحبت کنم. محمد مصدق. سیاست مدار، حقوق دان، نمایندۀ هشت دورۀ مجلس شورای ملی، استاندار، وزیر و دو دوره نخست‌وزیر ایران. دکتر محمد مصدق پسر میرزا هدایت الله آشتیانی، معروف به وزیر دفتر، از بزرگان دوره‌ی ناصری بود. و مادرش هم نجم‌السلطنه بنیانگذار بیمارستان نجم تهران دختر فیروز میرزا نصرت‌الدوله و نوه عباس میرزا ولیعهد قاجار بود. اجداد مصدق چندین نسل مستوفی بودند، و در واقع نواده‌ی محسن آشتیانی صدر اعظم دوره‌ی فتحعلی شاه بودند. ناصرالدین شاه بعد از فوت میرزا هدایت الله، به رسمی که اون دوره وجود داشت، به پسر دوازده ساله‌ی او لقب مصدق السلطنه داد. و اون رو مستوفی خراسان کرد. مصدق دوست داشت ادامه تحصیل بده و به فرمان استیفای خراسان راضی نبود. برای همین چند سال بعد به اروپا رفت. و بعد از گرفتن مدرک دکترا تو رشته‌ی حقوق از سوییس، سال هزار و دویست و نود و سه به ایران برگشت. مصدق از این تاریخ به بعد تا پایان قاجار مسؤلیت‌های مختلفی رو به عهده گرفت. مثل تدریس توی مدرسه‌ی علوم سیاسی، معاونت وزارت مالی، ریاست کل محاسبات، والی گری فارس و آذربایجان، وزارت امور خارجه، و نمایندگی دوره پنجم مجلس شورای ملی. توی دوران پهلوی هم توی مجلس ششم، چهاردهم و شانزدهم نماینده‌ی مجلس شورای ملی شد. از آثار مصدق میشه به این کتاب‌ها اشاره کرد: کاپیتولاسیون و ایران، دستور در محاکم حقوقی، شرکت‌های سهامی در اروپا، اصول قواعد و قوانین مالیه در ممالک خارجه و ایران قبل از مشروطیت و دوره‌ی مشروطه. دکتر مصدق مسلما یک وطن‌پرست بزرگ بود. یک ناطق قوی بود. یک حقوقدان بسیار مسلط به مسایل حقوقی بود. نخستین ایرانی بود که به دریافت دکترای حقوق نایل شد، و در تمام مدت عمرش هم مخالف شدید سیاست بریتانیا در ایران بود، که اون رو عامل اصلی بدبختی‌های ایران می‌دانست، و رهبر بی چون و چرای نهضت ملی ایران و نهضت ملی شدن نفت بود. دکتر مصدق برای اعتراض به تخلفات انتخاباتی مجلس شانزدهم از ملت دعوت کرد تا روز بیست و دو مهرماه هزار و سیصد و بیست و هشت جلوی کاخ مرمر تجمع کنند. خودش همم همراه نوزده نفر دیگه وارد کاخ شدند، و بعد از تقدیم خواسته‌هاشون به شاه تحصن کردند. جواب شاه به تحصن نشون میداد که قصد تغییر روش رو نداره. برای همین این گروه بیست نفره تحصن رو ترک کردن و توی منزل دکتر مصدق در خیابان کاخ دور هم جمع شدند، و جبهه‌ی ملی را بنیان‌گذاری کردند. برنامه‌ی جبهه‌ی ملی سه تا ماده داشت. یک تجدید در قانون انتخابات، دو تجدید نظر در قانون مطبوعات، سه تجدید نظر در قانون اصول حکومت نظامی. اسم جبهه‌ی ملی رو هم دکتر حسین فاطمی انتخاب کرد. و اولین فعالیت سیاسی این حزب هم دعوت مردم برای حضور توی میتینگ بزرگ میدان بهارستان در هجدهم بهمن ماه هزار و سیصد و بیست و هشت بود. مهم‌ترین گروه‌هایی که جبهه‌ملی رو تشکیل می‌دادند این گروه‌ها بودند: حزب ایران که تنها و اولین حزبی بود که به جبهه‌ی ملی ملحق شد و از برجسته‌ترین تکنوکرات‌های ملی‌گرا و دموکرات ایران تشکیل شده بود. از معروف‌ترین اعضای حزب ایران میشه به علی شایگان، کریم سنجابی و الله‌یار صالح اشاره کرد. دومین گروه سازمان نظارت بر آزادی انتخابات بود که به رهبری دکتر مظفر بقایی و برای مبارزه‌ی انتخاباتی دوره شونزدهم به وجود اومد. گروه سوم حزب ملت ایران بود که با رهبری داریوش فروهر توی آبان هزار و سیصد و سی تشکیل شد. چهارمین گروه هم نهضت خداپرستان سوسیالیست بود که سال هزار و سیصد و بیست و دو با اسم جمعیت آزادی مردم ایران توسط محمد نخشب تاسیس شد. و توی سال هزار و سیصد و بیست و سه به نهضت خداپرستان سوسیالیست اسمش رو تغییر داد. این حزب بعد از اینکه به ملی ملحق شد با حزب ایران ائتلاف کرد، و بعد از کودتای بیست و هشت مرداد به حزب مردم ایران اسمش رو تغییر داد. گروه‌های دیگه‌ای هم مثل جمعیت فداییان اسلام، مجمع مسلمانان مجاهد با رهبری شمس قنات‌آبادی و خیلی های دیگه هم تو برهه‌ای از زمان عضو جبهه‌ی ملی بودند. با وجود این، هسته‌ی اولیه‌ی جبهه‌ی ملی رو که در اعتراض به انتخابات مجلس شانزدهم به وجود اومد سه تا گروه تشکیل می‌داد. یه گروه که سیاست‌مدارهای ضد دربار بودند، گروه دوم که سیاستمداران مرتبط با بازار بودند، و سومین گروه که مهمترین گروه محسوب می‌شد جوان‌های رادیکال و تحصیل کرده توی غرب بودند. در نهایت بیست و نه فروردین هزار و سیصد و بیست و نه نتیجه‌ی رای مجلس شانزدهم در تهران اعلام شد، که هشت نفر از دوازده نفر از اعضای جبهه ملی وارد اون مجلس شدند. و دکتر محمد مصدق هم به عنوان نفر اول در تهران اعلام شد. باید توجه داشته باشیم که این شرکت نفت اینجور نبوده که فقط یه کمپانی اقتصادی بازرگانی و صنعتی خارجی هست که یک امتیازی رو گرفته داره کار خودش رو انجام میده. شرکت نفت ایران در همه‌ی ارکان جامعه ایران نفوذ داشته در دوره قاجاریه و تا ملی شدن صنعت نفت. بعد از ملی شدن صنعت نفت و بیست و هشت مرداد هم به انواع مختلفی نفوذش رو ادامه داده. شما غیر از اون اسناد بی پی اگه اسناد وزارت خارجه انگلیس رو هم بخونید این کاملاً آشکاره. که شرکت نفت همزمان با دولت ایران و همگام با دولت ایران و همگام با نیروهای خارجی تو ایران مامور مخفی داشته جاسوس داشته. توی امور فرهنگی امور اقتصادی امور نظامی ایران نفوذ داشته و دست‌اندازی داشته. بنابراین وقتی صحبت از نفت ما در ایران می کنیم یعنی همه چیز. واقعیت اینه که موضوع امتیازهای نفتی و استخراج منابع زیرزمینی و عقد قراردادهای آنچنانی از دوره‌ی قاجار شروع شد. قرارداد دارسی هم تو دوره‌ی مظفری نمونه‌ی بارز این موضوع هستش که با سقوط قاجار و سر کار آمدن حکومت پهلوی رضاشاه در سال هزار و سیصد و دوازده تلاش کرد امتیاز دارسی رو لغو کنه. ولی قراردادی که به خاطر این حرکت عجولانه بسته شد تا دست انگلیسی‌ها از نفت جنوب دور نگه داره، به گفته‌ی خیلی از تحلیل‌گران بسیار بدتر و مفتضحانه تر از قرارداد دارسی بود. با اشغال ایران توسط شوروی و انگلیس توی شهریور هزار و سیصد و بیست، فضای سیاسی کشور متحول شد. و ارکان قدرت حکومت مشروطه جایگاه نسبی خودش رو به دست آورد. تو این فضای سیاسی، آمریکا که بعد از جنگ دوم جهانی به دنبال منافعش تو کشورهای شرقی از جمله ایران بود، با انگلیسی‌ها وارد رقابت شد. یک شرکت انگلیسی توی آبان ماه و شرکت‌های آمریکایی توی اسفند ماه سال هزار و سیصد و بیست و دو درخواست‌هایی به دولت سهیلی دادن برای بستن قرارداد استخراج منابع نفتی جنوب و جنوب شرقی ایران. حوزه‌ی جغرافیای این پیشنهادات قسمت‌های جنوب تا داخل بلوچستان ایران بود. دولت سهیلی موضوع مذاکره‌ی نفتی با کشورهای خارجی رو مخفی کرد. اما یه سری کارشناس استخدام کرد که در این خصوص مطالعه کنند. که با سقوط سهیلی مذاکرات نفتی در دولت ساعد برملا شد. با افشای مذاکرات، نماینده‌ها توی مجلس واکنش نشون دادن. شرح مذاکره‌های مجلس شورای ملی نشون میده که درگیری‌ها و پرسش و پاسخ‌های زیادی اتفاق افتاده تو این زمینه. نخست‌وزیر هم تصمیم‌گیری در رابطه با سیاست‌های نفتی رو از اختیارات مجلس می‌دونست. و معتقد بود دولت فقط مجری تصمیمات مجلسه. نماینده‌ها برای اعطای امتیاز نفت شمال اختلاف نظر داشتن. اما مصدق توی این زمان به خاطر سیاست موازنه منفی، کلا مخالف اعطای هر نوع امتیازی به کشورهای متقاضی بود. مصدق بر اساس سیاست موازنه منفی، طرحی رو به مجلس ارایه داد که در نهایت با حذف ماده‌ی چهارمش تصویب شد. اما این چهار ماده از چه مواردی تشکیل شده بودن. ماده اول، نخست وزیر و اشخاصی که معاون یا جانشین اون هستن راجع به امتیاز نفت با هیچ کدوم از نماینده‌های رسمی و غیررسمی دولت‌های همسایه و غیر همسایه و یا نماینده‌های شرکت نفت و هر کس دیگه‌ای نمی‌تونن مذاکره‌ای بکنن که اثر قانونی داره و نمی‌تونن هیچ قراردادی رو امضا کنن. ماده‌ی دوم، نخست‌وزیر و وزرا می‌تونن برای فروش نفت و روشی که دولت ایران معادل نفت خود رو استخراج می‌کنه مذاکره کنند و باید مجلس شورای ملی رو از جریان مذاکرات مطلع کنند. ماده‌ی سوم، متخلفین از موارد گفته شده به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دایمی از خدمات دولتی محکوم میشن. و اما ماده‌ی چهارم، تعقیب متخلفین از طرف دادستان دیوان کشور به اجازه یا تحت تعقیب قرار گرفتنشون از طرف مجلس شورای ملی نیاز نداره. دادستان وظیفه داره که متخلفین از این قانون رو بر طبق قانون محاکمه وزرا مصوب شونزده و بیست تیر ماه هزار و سیصد و هفت تعقیب کنه. اینجا فقط مساله‌ی دولت بریتانیا نبود. شرکت نفت انگلیس و ایران یکی از هفت شرکت بزرگ نفتی بود که به هفت خواهران معروف بودند. منافع این شرکت‌ها ایجاب می‌کرد که کنترل صنعت نفت در جهان در دستان آنها باشه. شرکت نفت انگلیس و ایران مانند باقی شرکت‌ها می‌دانست که اگر ایران نفت خود را ملی کند، آنها کنترل صنعت نفت را از دست می‌دهند. و اگر کنترل را از دست بدهند، قدرت از دست شرکت‌های نفتی به کشورهای تولیدکننده نفت منتقل خواهد شد. این اتفاق در نهایت در دهه هفتاد میلادی رخ داد. ولی در ابتدای دهه‌ی پنجاه میلادی این موضوع از سوی تمامی شرکت‌های نفتی غیرقابل قبول بود. هر هفت شرکت صد درصد و به شدت هم عقیده بودند که ملی شدن نفت در ایران نباید موفق شود. برای آنها این موضوع پایان دنیای متمدن به شکلی که آنها می‌شناختند بود. و به همین دلیل آماده بودند که تا آخرین قطره‌ی خون علیه آن بجنگند. با ورود کافتاراتزه نماینده شوروی به ایران و درخواست اون برای واگذاری امتیاز نفت شمال و مخالفت دولت با اون ورق برگشت. آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها برای حفظ منافع خودشون مذاکرات رو با ایران سر مسئله‌ی نفت قطع کردن. توده‌ای‌ها که تا قبل از این تمایلی به دادن امتیاز به کشورهای خارجی نداشتند، و از سیاست مصدق به خاطر عدم اعطای امتیاز به خارجی‌ها استقبال کرده بودند، و می‌خواستند دست انگلیسی‌ها به نفت جنوب نرسه، با دیدن درخواست شوروی برای واگذاری امتیاز نفت شمال تغییر عقیده دادن، و ناآرامی‌هایی تو پایتخت به وجود آوردن. علاوه بر این اتفاقات، از یک طرف آمریکا و انگلستان با هم رقابت داشتند که توی دو زمینه‌ی اولیگارشی سنتی سیاسی و منابع و صنایع نفت ایران نفوذ کنند. و از طرف دیگه افکار عمومی انتظار داشتند صنایع نفت از هر قدرت برون مرزی مستقل باشه. بنابراین مجلس شانزدهم شورای ملی با رهبری دکتر مصدق لایحه‌ی گسگلشاییان رو رد کرد. و اعضای کمیسیون به اتفاق آرا این تصمیم رو گرفتند. کمیسیون نفت که طبق تصمیم سی خرداد ماه هزار و سیصد و بیست و نه مجلس شورای ملی تشکیل شده است، پس از مذاکرات و مطالعات به این نتیجه رسید که قرارداد الحاقی ساعد گس کافی برای استیفای حقوق ایران نیست. بنابراین مخالفت خود را با آن اظهار می‌دارد. بعد از این اتفاقات ساعد هم که نتونست مساله‌ی نفت رو حل کنه استعفا داد. و علی منصور به نخست وزیری رسید. توی دوره‌ی منصور صف بندی جدیدی تو مجلس سر دفاع از حقوق نفتی در قالب کمیسیون نفت به وجود آمد. خود مصدق این کمیسیون رو رهبری می‌کرد. بعد از منصور هم رزم‌آرا تصمیم داشت مثل قرارداد شرکت آرامکو با عربستان سعودی قرارداد رو تنظیم کنه که حالت منصفانه پنجاه پنجاه داشته باشه. اما همچین اتفاقی نیفتاد. چون رزم‌آرا رو خلیل طهماسبی که از اعضای فداییان اسلام بود ترور کرد. رزم‌آرا سرسپرده‌ی انگلیس بود و از ملی شدن صنعت نفت ممانعت می‌کرد. کشته شدنش علاوه بر اینکه راه تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت رو باز کرد، آزادی نسبی رو توی انتخابات مجلس شانزدهم هم داشت. به خاطر فضایی که به وجود اومد، مصدق امیدوارتر شد. و برای قبول نخست وزیری و اجرایی شدن قانون ملی کردن صنعت نفت اعلام آمادگی کرد. به خاطر همین، یه روز بعد از ترور نخست‌وزیر رزم‌آرا توی هفدهم اسفند هزار و سیصد و بیست و نه کمیسیون مخصوص نفت اصل ملی شدن صنعت نفت رو اعلام کرد. و این قانون بیست وچهار اسفند توی مجلس شورای ملی و بعد بیست و نه اسفند توی مجلس سنا تصویب شد. هموطنان عزیز درود فراوان و سلام صمیمانه خود را از بستر بیماری برای شما می‌فرستم. امروز یکی از این ایامی است که شما هموطنان می‌توانید صفحه ای جدید و مقدس در حیات اجتماعی و اقتصادی خود باز کنید. و پس از پنجاه سال که از استقلال و آزادی سیاسی ما نامی بیش باقی نمانده بود، دوره نوین را در برابر نژاد معاصر و نسل آینده به وجود بیاورید. رشد و بروز سیاسی شما می‌تواند امروز را مبدا تحول و نهضت اسلامی آینده قرار دهد. و همه خواهند داست که روح ایرانی از ماورای تاریخ کهن چندین هزار ساله‌اش از نو درخشیدن گرفته. و روزهای زبونی و ضعف و ناتوانی خویش را اینک پشت سر گذاشته است. هیچ چیز جز ارادۀ آهنین شما نمی توانست این زنجیرهای جان فرسا و گران را از میان بردارد. کمیسیون نفت مجلس طرح نه ماده‌ای رو در چهارچوب ملی شدن نفت تصویب کرد. و رسما خلع ید انگلیس از نفت جنوب رو اعلام کرد. این حرکت دومین جنبش اجتماعی توده‌ای قرن بیستم بود که بعد از انقلاب مشروطیت به نتیجه رسید. اردیبهشت ماه سال هزار و سیصد و سی مجلس با هفتاد و نه رای موافق از مجموع صد رای دکتر محمد مصدق رو به نخست‌وزیری انتخاب کرد. مصدق به شرطی نخست‌وزیری رو قبول کردکه گزارش کمیسیون نفت مبنی بر اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب بشه. شاه هم دهم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و سی فرمان نخست وزیری مصدق رو امضا کرد. بعد از نخست وزیر شدن مصدق، دیگه کانون توجه عموم نه فقط مجلس بلکه نخست وزیر و خیابون‌ها بودن که در واقع مرکز قدرت جبهه‌ی ملی محسوب می‌شدن. از طرفی هم آیت‌الله کاشانی به مردم اعلام کرد که تا وقتی جبهه‌ی ملی این مبارزه‌ی مقدس و ملی علیه انگلیس رو ادامه بده، کاملا از مصدق پشتیبانی می‌کنه. توی پیروزی نهضت ملی شدن صنعت نفت و به قدرت رسیدن مصدق سه ضلع حضور داشتند که مسلمه نبود هر کدوم از اونا می‌تونست باعث شکست نهضت بشه. این سه ضلع افکار عمومی، حمایت‌های تشکل‌های مذهبی، و تلاش اقلیت مجلس بودن. مصدق از همون شروع کارش با دو تا دغدغه کابینه‌اش رو تشکیل داد. یکی اجرای قانون ملی شدن نفت، و اون یکی اصلاح قانون انتخابات. بیست و دو تیرماه مصدق از مجلس تقاضای اختیارات شش‌ماهه داشت که بتونه یه سری اصلاحات انجام بده که مهم ترینش این موارد بودن: قانون انتخابات، شهرداری‌ها، امور مالی و اقتصادی، بهره‌برداری از منابع نفت کشور، و سازمان‌های اداری. اون همین طور می خواست شورای محلی توی روستاها ایجاد کنه. مصدق پست وزارت جنگ رو هم از شاه درخواست کرد. که شاه با این تقاضاش مخالفت کرد. مصدق هم به این دلیل استعفا داد. و قوام جای اون رو گرفت. اما اتفاقاتی افتاد که وضعیت رو تغییر داد. در واقع این باور دکتر مصدق که اولا به عنوان نخست‌وزیر باید ارتش تحت فرمان او باشه، و نه فرمان شاه. و دو اینکه گمان این بود که ارتش یکی از مراکز مهم حمایت شاه و به گمانش مخالفت با دکتر مصدق بدل شده. و به همین خاطر احساس کرد که باید این فرمانداری کل رو از شاه بگیره. و وقتی که در بیست و پنج تیر میره و با شاه صحبت می‌کنه و میگه که من باید وزارت جنگ رو خودم عهده‌دار بشم. استعفای مصدق منتشر شد. قوام اعلامیه شدیدالحنی صادر کرد و در مقابل اون آیت‌الله کاشانی هم اعلامیه‌ی شدیدی صادر کرد. که به اعلامیه‌ی قوام برانداز مشهور شد. کاشانی از طرفی هم با مطبوعات مصاحبه کرد و به شدت از مصدق طرفداری کرد و اون رو بزرگترین سد راه جنایت‌های حکومت دانست. و قوام رو فردی معرفی کرد که زندگیش پر از خیانت و ظلم و ستمه. این عوامل باعث شد که مردم در سی تیرماه هزار و سیصد و سی و یک قیام کنند. قوام السطنه که در اون زمان بسیار فرتوت و بیمار بود، پیر هم بود، در بیانیه خودش اعلام کرد که وای به حال کسانی که در اقدامات مصلحانه من اخلال کنند. و اینکه ادامه داد که او دادگاه‌های انقلابی تشکیل خواهد داد. و روزی صدها نفر را به کیفر خواهد رساند. و در انتهای بیانیه‌اش نوشته بود کشتی بان با سیاستی دگر آمد. از بامداد روز سی تیر که جبهه ملی اون رو روز تعطیل اعلام کرده بود، اعتصاب عمومی مردم آغاز شد. و انبوهی از مردم از سراسر شهر به سوی بهارستان راه افتادن. زد و خورد هنگامی آغاز شد که ماموران می‌خواستند از ورود مردم به بهارستان جلوگیری کنند. اعضای حزب توده هم با لباس متحدالشکل پیراهن سفید اصلا فراموش نمی‌کنم پیراهن سفید شلوار خاکستری، تانک‌ها به سوی بهارستان به حرکت در اومدن. پلیس اسب سوار با شمشیرهای کشیده، سربازان پیاده با سرنیزه به مردم همه حمله یا اونا رو تهدید می‌کردن. به زودی صدای تیراندازی با مسلسل شنیده شد. نمایندگان جبهه ملی از پشت نرده‌های جلوی مجلس صحنه رو تماشا می‌کردند و گریه می‌کردند. مردم با فریاد زنده باد مصدق، یا مرگ یا مصدق، در خون خودشون می‌غلطیدن. جبهه ملی به رئیس مجلس اعتراض کرد که به شاه بگه این خونریزی رو تموم بکنه. او هم این کار رو کرد. ساعت دو بعدازظهر از جبهه ملی یعنی شایگان، معظمی، رضوی و مشار برای دیدن شاه به کاخ سعدآباد رفته بودن. اونا گزارش دادن که به شاه هشدار دادن که کشور در آستانۀ انقلابه و باید او قوام السلطنه رو برکنار بکنه. شاه بهشون گفته بود که برگردن و منتظر خبر اون باشن. ساعت پنج و نیم بعدازظهر بود که تلفن مجلس زنگ می‌زنه و حسین علا وزیر دربار خبر میده که قوام کناره‌گیری کرده. و شاه دستور داده نیروی های ‌انتظامی به پادگان خودشون برگردن. و حسین مکی از نرده های مجلس بالا رفت و با هیجان خبر رو به جمعیت میدان بهارستان که منتظر بودن اعلام کرد.

Learn languages from TV shows, movies, news, articles and more! Try LingQ for FREE