Foroogh Farokhzad
فروغ فرخزاد از تأثیرگذارترین و شاخصترین چهرههای تاریخ معاصر ایران است.
فروغ در سال هزار و نهصد و سی و چهار میلادی در تهران به دنیا آمد. پدرش یک نظامی سختگیر بود، و مادرش زنی ساده. در کودکی تحت تاثیر پدرش که علاقمند به شعر و ادبیات بود، کم کم به شعر روی آورد. فروغ در شانزده سالگی ازدواج کرد. و تحصیلاتش را قبل از گرفتن دیپلم رها کرد. او چهار سال با همسرش زندگی کرد. و بعد با وجود یک فرزند از او جدا شد. قانون فرزندش را تا آخر عمر از او گرفت، و به همسرش داد. پس از جدایی، سفرهای فروغ به اروپا و آشناییاش با فرهنگ هنری و ادبی اروپایی، ذهن او را بازتر کرد. و زمینهای برای دگرگونی فکری در او فراهم کرد. فروغ فرخزاد در سی و دو سالگی، هنگامی که با ماشین خود به محل کارش میرفت، در یکی از خیابانهای تهران تصادف کرد و جان سپرد.
فروغ از آغاز کار شاعری تا پایان عمر پربار ولی کوتاهش، یک فمینیست بود. او در آرزوی جامعهای بود که در آن همۀ انسانها چه زن و چه مرد، بتوانند با فرصتهای برابر زندگی کنند. کمتر سندی میتوان یافت که اعتراضی رساتر از اشعار فروغ فرخزاد در تصویر و مبارزه علیه قوانین زن ستیز ایران باشد.
اولین مجموعه شعر او به نام «اسیر» در سن هفده سالگی منتشر شد. با به چاپ رسیدن شعر «گناه» در یکی از مجلات ایران، هیاهوی بزرگی بر پا شد. و فروغ را بدکاره خواندند. و از آن پس مورد نامهربانی های فراوان قرار گرفت.
او در این مجموعه شعر، بیپرده و مستقیم ابراز عشق میکند، و بیشتر به روابط بیولوژیک عاشق و معشوق توجه دارد. و هیچ ترسی از بیان احساسات زنانۀ خود ندارد. او در این دفتر، خود را گرفتار در دنیایی از سنتها و تعصبات مییابد. و میخواهد تمام محدودیتهای سنتی را از بین ببرد.
دومین مجموعهاش «دیوار» را در بیست و دو سالگی منتشر کرد، یک سال پس از جدایی از همسرش.
بیست و سه سال بیشتر نداشت که با وجود سرزنش ها، سومین مجموعه شعرش «عصیان» به چاپ رسید. در این مجموعه با رویکردی فلسفی به زندگی و آفرینش نگاه کرده است.
آشنایی فروغ با ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی، و همکاری با او موجب تغییر دیدگاههای اجتماعی و درنتیجه تحول فکری و ادبی در فروغ شد. فروغ فعالیت جدی و مداوم خود در عرصه سینما را از سال هزار و نهصد و شصت و یک میلادی آغاز کرد. در همان سال بود که در فیلم «خواستگاری» ابراهیم گلستان بازی کرد.
یک سال بعد، فیلم «این خانه سیاه است» را ساخت. فروغ با ساخت این فیلم میخواست بگوید مردم ایران حال ناخوشی دارند. این فیلم در جشنواره فیلمهای مستند آلمان برنده جایزه بهترین فیلم مستند شد. سپس فروغ به تئاتر روی آورد، و به روی صحنه رفت.
وقتی چهارمین مجموعه شعر فروغ «تولدی دیگر»منتشر شد، زندگی دوباره ای را در مسیر شاعری او نشان داد. آخرین دفتر شعر او، «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، هفت سال پس از مرگش منتشر شد.
فروغ جوانی خود را در یکی از مهمترین و پرآشوبترین دورههای فرهنگی و تاریخی ایران سپری کرد. اتفاقاتی مثل جانشینی محمدرضا پهلوی،کودتا و فرار شاه از جمله رویدادهای مهم زمان فروغ است. جریانهای سیاسی و اجتماعی این دوره، تشکیل نیروهای مذهبی و اندیشههای دینی و اتفاقات مختلف این دوران در اشعار فروغ تأثیر گذاشت.
تفاوت شعر فروغ با شعر دیگر شاعران زن معاصر او، در این است که او خود را رودرروی باورهای عامۀ مردم قرار داده است.
در طول تاریخ ادبیات ایران، سخن از معشوق گفتن به مردان اختصاص داشت. و اگر زنی دراینباره شعر میسرود، خلاف عادت جامعه بود. در حقیقت، فروغ شاعری است که توانست بین عواطف زنانه و احساسات ناگفتۀ زنان در جامعۀ خود پیوندی عمیق ایجاد کند.
فروغ زنی اجتماعی بود. عادت ستیزی، وجه ذاتی و جهانبینی شعرش است. او دیدگاههای منفی درباره زنان را به زنجیری محکم تعبیر میکند که مانع پیشرفت آنها میشود. فروغ به این نگرشها اعتراض میکند.
تلاش جسورانۀ او حرکتی تازه بود. سنتشکنی فروغ در آفرینش شعر، به خصوص در عاشقانه سرایی، رفتاری انتقادآمیز و معترضانه بود درجامعه ای که مردان در آن حاکم هستند.