×

Nós usamos os cookies para ajudar a melhorar o LingQ. Ao visitar o site, você concorda com a nossa política de cookies.

image

Persian language online, We were entering the house

We were entering the house

دیروز به زیرزمینِ خانه رفتم تا دوچرخه ام را بردارم. چراغ را روشن کردم و از پلّه ها پایین رفتم. داشتم دوچرخه ام را بر می داشتم که روی زمین یک جعبۀ قدیمیِ سیاه را دیدم. درِ جعبه قفل بود. هر چه گشتم کلیدش را پیدا نکردم. داشتم با آچار درِ جعبه را می شکستم که خواهرم واردِ زیرزمین شد.

خیلی تعجّب کرد. به او گفتم که ساکت باشد. جعبه را باز کردم و در آن چند عکسِ قدیمی، یک نامه و یک نقشه بود. نقشه را خوب نگاه کردیم. . نقشۀ خانۀ ما بود امّا مثلِ نقشۀ گنج یک علامت رویِ آن بود. آن علامت باغچۀ کنارِ دیوار را نشان می داد.

یک بیل و کلنگ برداشتیم و با نقشه از پلّه ها بالا رفتیم. وارد باغچه شدیم. داشتیم باغچه را می کندیم که مادرم آمد. نقشه را به او نشان دادیم. به ما گفت که این نقشه خیلی قدیمی و مالِ پدر بزرگم است.

بعد از نیم ساعت، به یک چیزی در زیرِ خاک رسیدیم. یک جعبه بود. آن را بیرون آوردیم. درست مانند جعبۀ درونِ زیرزمین بود. درِ آن را باز کردیم. داخلِ جعبه مقداری پولِ قدیمی و طلا بود.

چند تا از سکّه ها و طلا ها را به یک عتیقه فروشی بردیم. عتیقه فروش ابتدا آدرس و مشخّصاتِ ما را پرسید و بعد گفت که آنها ارزشِ بسیاری دارند ولی او آنها را نمی خرد. سریع به خانه برگشتیم. داشتیم واردِ خانه می شدیم که یک پلیس و یک نفر از موزۀ ملّی آمدند. آنها گفتند که باید همۀ پول ها و طلاها را به موزه بدهیم.

Learn languages from TV shows, movies, news, articles and more! Try LingQ for FREE