On saturdays I go to the Iranian school
من هفده سال دارم و با پدر، مادر و برادرم در لندن زندگی می کنم. از دوشنبه تا جمعه، مانند دانش آموزان دیگر به مدرسه انگلیسی می روم، امّا روزهای شنبه با برادرم به مدرسۀ ایرانی رستم در شمال لندن می روم و زبان فارسی می خوانم. خوشبختانه، مدرسۀ ما نزدیک است و پیاده تا آنجا می رویم، امّا هنگام بازگشت، مادرم با ماشین به دنبال ما می آید.
در مدرسه ایرانی دوستانِ زیادی دارم. صمیمی ترین دوستم نیک به همان مدرسه می آید. اسم اصلی او نیکان است. ما با هم به زبان فارسی حرف می زنیم. من و دوستم نیک عاشقِ موسیقی هستیم. نیک گیتارِ برقی دارد و در یک گروهِ موسیقی گیتار می نوازد. اسم گروه آنها بلک چریز (گیلاس های سیاه) است. آنها طرفداران زیادی دارند. من هم آهنگ هایِ آنها را دوست دارم.