×

Nós usamos os cookies para ajudar a melhorar o LingQ. Ao visitar o site, você concorda com a nossa política de cookies.

image

The Iranians, Yalda Night

Yalda Night

امروز آخرین روز پاییزه، از فردا زمستون شروع میشه و این برای ما ایرانیا یعنی امشب یه شب مهمه.

جشن داریم، امشب شب یلدا گفته میشه، یلدا یکی از مهمترین شبها و یکی از مهمترین جشنهاییه که توی ایران برگزار میشه و ما ایرانیا هرساله روز آخر پاییز که میشه این شبُ جشن میگیریم.

از فردا زمستون شروع میشه هوا یه مقدار سردتر میشه اما با این حال روزها شروع میکنن به کمکم بلندتر شدن، روزها طولانیتر میشن و آخر پاییز که امشب باشه شب طولانیتری به حساب میاد و ما این طولانی تر بودن امشب رو که باعث میشه از فردا روزامون طولانی تر باشن رو جشن میگیریم.

الان براتون بیشتر در مورد یلدا میگم و اینکه ما این شب رو چکار میکنیم چکار نمیکنیم، کجاها میریم چیا میخوریم و خلاصه همه چیزش رو براتون توضیح میدم.

یلدا اصلا یعنی چی؟ یلدا یعنی اینکه تولد دوباره، به معنی زایشه، تولده، به خاطر همینکه از فردا روزا شروع میکنن طولانیتر شدن، بلندتر شدن، زاویه تابش خورشید تغییر میکنه، یه ذره زمین شروع میکنه کم کم گرم شدن و این روال انقد ادامه پیدا میکنه تا به اول بهار میرسیم، به نوروز، اونم یکی از جشنهای خیلی مهم ماست، سالمون تحویل میشه درواقع، اونو بعدا براتون توضیح میدم.

الان شب یلدا رو داریم، امشب یلداست. کم کم میگم جشن میگیریم، همه چی شروع میکنه در واقع از فردا روزا طولانی تر میشه، یلدا یه تاریخ درواقع دقیقی نداره که بگیم از کی وارد تمدن و فرهنگ ما شده. انقدر قدمت داره انقدر قدیمیه که تاریخ دقیقش مشخص نیست از کی بوده ولی ظاهرا مشخصه که همیشه گذشتگان ما اینو جشن میگرفتن، اینو از ظرف و ظروفایی که ازشون جا مونده، توی تاریخ ثبت شده، از نقش و نگاره هاشون روی دیواره ها مشخصه.

پس ما آخرین شب پاییز رو که درازترین و تاریکترین شب سال محسوب میشه و اسمش هم یلداست رو که درواقع بعضیا بهش شب چله هم میگن رو جشن میگیریم. حالا بیاین ببینیم اصلا چیکار باید بکنیم توی این شب یلدا، چیکار مردم میکنن، ما چیکار میکنیم؟

این شب رو معمولا کسی تنهایی توی خونش نمیشینه، همه سعی میکنن بالاخره یجورایی دور هم جمع بشن، اصلش اینه که کوچیکترا پاشن برن خونه بزرگترا، برن خونه پدربزرگ مادربزرگ، پدر و مادر خودشون، دور همدیگه جمع بشن خواهر و برادرا...

یکی از چیزای مهمی که این شب داره خوراکیهای خوشمزهشه میشیم دور همدیگه خوراکی میخوریم، اما خلاصه اینکه، همه سعی میکنن یجورایی دورهمی بگیرن اما اصلش همونه که گفتم کوچیکترا با همدیگه پاشن برن خونهی بزرگتراشون و کنار هم باشن، بزرگتراشونو توی این شب تنها نزارن.

کلی خوراکیهای خوشمزه داریم برای این شب، مثلا چی؟ انار. انار یکی از اون میوه‌های خوشمزهی زمستونیه که حتما حتما باید تو سفرهی شب یلدامون باشه، انارو دون میکینم میذاریم توی یه ظرف خیلی خوشگل دور هم میشینیم میخوریم.

به غیر از انار هندونه هم داریم. هندونه و انار رنگاشون قرمزه دیگه، رنگ قرمز از مهمترین درواقع, چی میگن, عناصر این شب به حساب میاد. به غیر از اونا ما آجیل میذاریم توی سفره شب یلدامون، میوههای خشک شده استفاده میکنیم، میوههایی که تابستونین توی زمستون نیستن، ما از تابستون اونارو خشک میکینم که توی زمستون بتونیم ازونا استفاده بکنیم. البته الان همهی میوهها تابستون و زمستون نداره، همه وقت میتونیم هرنوع میوهای که بخوایم رو داشته باشیم اما گذشته اینجوری بوده که هر میوهای به فصلش میومده. مثلا سیب و پرتقال خب الان هست، ولی آلو زردالو نیست، اینارو اونموقع خشک میکردن تابستون که توی زمستون بتونن از خشک شدهی اون استفاده بکنن.

کتاب حافظ و کتاب شاهنامه حتما ما رو سفرهی شب یلدامون ما میذاریم. حافظ و فردوسی درواقع دوتا از شاعرای بزرگ سرزمین ما هستن که همیشه توی شب یلدا کتاب حافظ روی سفرهها هست، فال حافظ میگیریم. چجوری؟ کتابُ باز میکنیم یکی از شعرهاشو که میاد رو شروع میکنیم به خوندن، معمولا بزرگترای جمع اینکارو انجام میدن و برای بقیه فال حافظ میگیرن و شعر حافظ رو برای بقیه میخونن. شاهنامه هم همینطور، یکی از داستانهای شاهنامه رو انتخاب میکنن و شروع میکنن برای کوچیکترا خوندن. من یادم میاد که پدرم میگفت اون قدیم قدیما گذشتهها که میرفتن خونه بزرگتراشون شب یلدا شاهنامه خونی داشتن، مینشستن کوچیکترا و یک فرد بزرگتر که مسلط بود به این شاهنامه خوندن برای بقیه شاهنامه خونی میکرد و این رسم خیلی قشنگ و خوبی بوده؛ الانم کم بیش انجام میشه. خیلیا شروع میکنن فال حافظ میگیرن و شاهنامه میخونن.

خلاصه اینکه این شب یه شبیه که همه دور هم جمع میشیم، آجیل و میوه میخوریم، دست میزنیم، میگیم و میخندیمو و باید این شبُ شادی بکنیم تا تاریکیای که یه ذره یه کوچولو نسبت به شبای دیگه طولانی تره رو زودتر به در کنیم و هیچکس تنها نباید باشه، همه باید دورهمدیگه باشیم.

البته یه کار دیگه که گذشتههای ما انجام میدادن این بوده که آتیش روشن میکردن. آتیش نماد روشنی و گرما بوده برای ما ایرانیا همیشه و چون این شب هم وسط یجورایی سرما بوده، آخرین پاییز و اولین شب زمستون بوده آتیش روشن میکردن و به این طریق گرما و اون روشنی که از فردا قراره خورشید برای ما بیاره رو یه ذره زودتر شروع میکردن جشن گرفتن و با روشن کردن آتیش جدای از اینکه محفل خودشون رو جمع دوستانه و خانوادگی خودشون رو گرم نگه میداشتن، تاریکی و اهریمن رو هم اینجوری به دور میکردن.

یکی از رسمی دیگه های که تو این شب بوده قصه خونی بوده. یعنی جدای از خوندن کتاب حافظ و شاهنامه، بزرگترا میومدن برای نوههاشون برای بچههاشون برای کوچیکترا مینشستن قصههای پری و جن و پری تعریف میکردن. قصههای تخیلی غیر واقعی از دیو و پری تعریف میکردن و کوچیکترا هم با هیجان خیلی زیاد به قصههای پدربزرگاشون گوش میکردن و کلی خیال پردازی میکردن.

خلاصه که این شب یه شب خیلی مهمه برای ما ایرانیا منم دیگه برم آماده بشم، کلی میوه خشک کردم که امشب با خودم ببرم مهمونی و دور همدیگه شاد باشیم و خوش بگذرونیم.

Learn languages from TV shows, movies, news, articles and more! Try LingQ for FREE