Sahar
سلام، اسم من سحرِ، 30 سالمه و یک کارگاه شیرینی پزی دارم، راستش از بچگی عاشق پخت کیک بودم.
من هرروز ساعت 8 صبح از خواب بیدار میشم، بعد از خوردن صبحونه راهی بازار میشم تا مواد اولیهای که برای پخت کیک و شیرینی نیاز دارم رو بخرم.
معمولا من خریدهامو روزانه انجام میدم تا بتونم با مواد تازه کیکهای خوشمزه و با کیفیت تری رو بپزم که مردم دوست داشته باشن. بعد از تموم شدن خریدهام میرم به سمت کارگاه.
کارگاه من در اصل یک خونهی قدیمی بوده که بعد از خریدن اون کلی تغییرات ریز و درشت توش انجام دادم تا بتونه مناسب فضای مورد علاقهی من بشه. گل و گیاه رو هم خیلی دوست دارم، به گل و گیاه علاقه دارم، تعداد خیلی زیادی گلدون دارم که اونها رو توی بالکن نگهداری میکنم، یه مقداریش رو هم توی فضای داخل کارگاه گذاشتم تا یه دکور قشنگ و سبز داشته باشم.
رنگ مورد علاقهی من صورتیه، به خاطر همین خیلی از ابزار کاریم رو هم به رنگ صورتی انتخاب کردم مثل همزن برقیم، بشقاب، لیوان و خیلی چیزای دیگه. البته به غیر از رنگ صورتی سعی کردم توی ترکیب رنگ کارگاهم از رنگهای دیگه مثل آبی خیلی کم رنگ، سبز خیلی ملایم و سفید استفاده کنم تا این ترکیب رنگها یک هارمونی قشنگ ایجاد کنن و فضای کارگاهم رو خیلی گرم و دلنشین و قشنگ بکنن.
یه میز سفید بزرگ با تعداد زیادی صندلی هم وسط کارگاه گذاشتم، به خاطر اینکه من کارگاهای آموزشی برگزار میکنم، یعنی همیشه روزهایی رو برای آموزش دادن به علاقهمندان به کیک و شیرینی پزی میذارم، کسایی که دوست دارن که یاد بگیرن چجور کیک و شیرینی بپزن، چطوری دکور کنن میان توی کارگاه من و به صورت عملی مراحل پخت کیک و شیرینی پزی رو آموزش میبینن. من از قبل برای بچه ها یه سری جزوه ها رو آماده میکنم که راحت تر باشن توی کلاس، نخوان مرتب در حال یادداشت برداری باشن، اینجوری میتونن وقتشون رو با دقت بیشتری متمرکز کنن روی چیزهایی که من بهشون یاد میدم.
من تورهای آموزشی هم برگزار میکنم. به این صورت که خودم میرم به شهرهای مختلف که از قبل هماهنگ کردم و میدونم که هنرجو اونجا منتظر منه و توی کارگاههای همکارای دیگه کلاسهای آموزشی خودم رو برگزار میکنم.
کار من یه کار خیلی شیرینه ولی در عین حال خستگی زیادی رو هم داره به خاطر اینکه مرتب مجبورم که از این شهر به اون شهر برم و مدت زیادی رو هم مجبورم به خاطر آموزشی که دارم به بچه ها میدم سرپا بایستم. به خاطر همین فرصت کمی هم برای ورزش کردن دارم. اما با این حال هروقت که بتونم و وقت خالی داشته باشم دوست دارم که برم استخر و کمی شنا کنم، شنا کردن رو دوست دارم و این کمک میکنه اون خستگیای که در طول روز داشتم به خاطر سرپا ایستادن زیاد رو از بین ببرم.
من دوتا خواهر دارم که اوناهم توی کار من خیلی به من کمک میکنن، هرچند که اونا هم کسب و کارهای خودشون رو دارن اما با این حال تا جایی که بتونن به من کمک میکنن. خواهر بزرگتر من خیلی قلب پاک و مهربونی داره و همیشه در حال کمک کردن به نیازمندان، کودکان کار و سالمندانه. راستش اون یه برنامهای رو انجام میده و اونم اینه که هر سه شنبه تا جایی که بتونه با کمک خیرین و دوستان یه سری غذاهایی رو میپزه و آماده میکنه توی ظرفهای یکبار مصرف ما اونا رو بسته بندی میکنیم و بین نیازمندان و بچه های کار اونا رو تقسیم میکنیم که خب توی اینکار هم تا جایی که بتونیم ما سعی میکنیم که کمکش بکنیم که بتونه موفق باشه.
من از دیدن فیلم و سریال خیلی لذت میبرم به خاطر همین معمولا شبها اگر وقت کنم به همراه خواهر کوچیکترم میشینم و بهترین فیلم و سریالهای مطرح و معروف دنیا رو نگاه میکنیم برا همین سعی میکنم دیگه از ساعت 6 یا 7 بعد از ظهر به بعد دیگه کاری رو انجام ندم و فرصتی رو خالی میذارم برای بودن با خونواده و وقت گذروندن با دوستام.
خواهر کوچیکتر من توی کار ساختن کارهای هنریه درواقع یجورایی صنایع دستی درست میکنه با استفاده از یه سری ریسمونهای سفید و قهوهای قشنگ و یه سری مهرهها، آینه کاری یه سری کارهارو درست میکنه که خیلی جذاب و دیدنی هستن.
راستی یادم رفت بگم؛ من توی چندتا مسابقه کیک پزی که خارج از کشور برگزار میشن شرکت کردم و تونستم که جایزهی نفر دوم رو توی پخت و دکور کیک ببرم، به زودی قراره که یک مسابقهی دیگه هم توی خارج از کشور برگزار بشه و میخوام که حتما توی این مسابقه شرکت کنم و اینبار بتونم جایزه نفر اول رو توی پخت و طراحی، دکور کیک از آنِ خودم بکنم. برای همین دارم هرروز تلاش بیشتری میکنم تا بتونم یک طرح جذاب رو ارائه بدم که بتونه نظر داورای مسابقه رو به خودش جلب بکنه.
به خاطر همین سعی میکنم توی کلاسهایی که دیگران برگزار میکنن، مربیان مطرح میان و این کلاسها رو برگزار میکنن منم بتونم توی کلاسهای اونا شرکت کنم اطلاعات به روز و جدید داشته باشم و بتونم یک ایدهی خوب پیدا بکنم تا بتونم توی این مسابقه نفر اول بشم.
امروز من یک کارگاه آموزشی دارم، قراره کلی شرکت کننده بیاد توی کارگاهم، به خاطر همین مواد اولیهی خیلی زیادتری رو باید بخرم چون تمام مواد اولیه رو خودم تهیه میکنم و در اختیار هنرجوهام قرار میدم. امروز هوا ابریه و قراره که بارندگی هم داشته باشیم که امیدوارم توی این شرایط بچهها بتونن به موقع سرکلاس حاضر بشن و بتونیم یه روز پرکار اما شیرین رو با همدیگه سپری بکنیم و به خاطر بارندگی مشکلی به وجود نیاد و همه بتونن سر وقت سر ساعت توی کارگاه حضور داشته باشن. پس با انرژی زیاد میریم که به کارهامون برسیم. خدافظ.