داستان کوتاه ۴
سارا تو یکی از دانشگاه های شهر رم درس می خونه.
پنج روز در هفته دانشگاه می ره و دو روز در هفته کار می کنه.
اون تو یه فروشگاه کار می کنه.
به همین خاطر به ندرت وقت آزاد داره.
من تو یکی از دانشگاه های شهر رم درس می خونم.
پنج روز در هفته دانشگاه می رم و دو روز در هفته کار می کنم.
من تو یه فروشگاه کار می کنم.
به همین خاطر به ندرت وقت آزاد دارم.
من تو یکی از دانشگاه های رم درس می خونم؟ بله، درسته.
من شیش روز در هفته دانِشگاه میرم؟ نه، تو شیش روز در هفته دانشگاه نمیری. تو پنج روز در هفته دانشگاه میری.
من چهار روز در هفته کار می کنم؟ نه، تو چهار روز در هفته کار نمی کنی. دو روز در هفته کار می کنی.
من تو یه رِستوران کار می کنم؟ نه، تو یه رستوران کار نمی کنی. تو یه فروشگاه کار می کنی.
من وقت آزاد زیادی دارم؟ نه، تو وقت آزاد زیادی نداری. تو به ندرت وقت آزاد داری.
سارا کجا درس می خونه؟ تو یکی از دانشگاه های شهر رم درس می خونه.
چند روز در هفته دانشگاه میره؟ پنج روز در هفته دانشگاه میره.
اون سه روز در هفته کار می کنه؟ نه، اون سه روز در هفته کار نمی کنه. دو روز در هفته کار می کنه. سارا کجا کار می کنه؟ سارا تو یه فروشگاه کار می کنه. چرا اون به ندرت وقت آزاد داره؟ چون پنج روز در هفته دانشگاه میره و دو روز در هفته کار می کنه.