درس شانزدهم
سعید : شما وکیلید؟
روژین : بله من وکیلم. من می خوام راهی پیدا کنم که برادرم این دختر رو ترک کنه قبل از اینکه پولی به دستش برسه.
سعید : این کار خوبی نیست از طرف تو. چرا این قدر علاقه مندی که چه اتفاقی برای برادرت می افته؟
روژین : در این صورت پول بیشتری به من میرسه.
سعید : حالا فهمیدم. خوشحالم که خواهری مثل تو ندارم.
روژین : من می تونم هزار دلار به شما بدم اگه به من کمک کنید.
سعید : اگه برادرت بفهمه که به شما کمک کردم چطور؟
روژین : نگران اون نباش. در هر صورت به پولت میرسی.
سعید : اگه برادر تو عاشق اون دختر باشه چطور؟
روژین : این موضوع مهمی برام نیست. خواهیم دید که شرایط چگونه پیش خواهد رفت.
سعید : این کار بوی دردسر میده.
روژین : من می تونم خیلی پول بهت بدم.