درس هفتم
روژین : من در مورد برادرم نگران نیستم. مایلم بدونم چه چیزی شده؟
سعید : خب ، یه چیزی. من نمی دونم که چرا برای تو پیام نداده.
روژین : ولی من می خوام که به من کمک کنی. به این دلیل امروز اومدم اینجا .
سعید : چطور می تونم کمکت کنم؟ من نمی تونم همه جواب سوالات رو بدم.
روژین : چرا نمی تونی؟ این برای من خیلی مهمه که شما بتونید جواب سوالای منو پیدا کنید.
سعید : خب ، به نظر من شما در مورد چیزهایی سوال می کنید که فکر می کنم هیچ ربطی به شما نداره.
روژین : چرا به من ربطی نداره؟
سعید : چون اینجا مال برادر شماست. اون اختیار زندگی خودش رو داره، برای خودش زندگی می کنه.
روژین : ولی اون برادر منه و برام مهمه که چه اتفاقی براش می افته.