درس دهم
روژین : منظورت اینه که اونا نصف سال رو با هم زندگی کردن؟ اونا باید دوست پسر دوست دختر باشن.
سعید : عقیده ای ندارم. برادرت از چه زمانی دیگه به تو ایمیل نداد؟
روژین : اون فقط چند هفته است که بهم ایمیل نداده.
سعید : متوجه شدی دلیل ایمیل ندادنش اون دختره نیست؟
روژین : این حدس درستیه. تا همین چند هفته پیش مرتب بهم ایمیل می داد. پس برای چی ایمیل نداده دیگه؟
سعید : خب ، پس بگذار ببینم چه اتفاقی افتاده؟ اون اغلب چطوری به تو ایمیل می داد؟
روژین : سخته بگم، چون بهم خیلی ایمیل می داد.
سعید : تو همیشه به اون جواب می دادی؟
روژین : من سعی می کردم تا جایی که ممکن بود زود به زود بهش جواب بدم.
سعید : چه وقت هایی بهش جواب نمی دادی؟
روژین : وقتی خیلی مشغول کار بودم بهش جواب نمی دادم.
سعید : تو اغلب به صورت ایمیل براش می نوشتی؟
روژین : ما ارتباطمون از طریق ایمیل بود. من نیازی نمیدیدم که محل زندگیش رو بدانم کجائه.
سعید : هر ماه چقدر ایمیل از برادرت دریافت می کردی؟
روژین : من زیاد ایمیل ازش دریافت می کردم. همیشه هیجان زده می شدم وقتی پیام هاش رو دریافت می کردم.
سعید : چرا سعی نکردی برادرت رو از نزدیک ملاقات کنی؟
روژین : همیشه سرم شلوغ بود. گذشته از این، من فکر می کردم اون مدرسه داره، مزاحمش نمی شدم.