×

Nós usamos os cookies para ajudar a melhorar o LingQ. Ao visitar o site, você concorda com a nossa política de cookies.

Learn Persian by Podcast, Learn Persian by Podcast | Episod… – Text to read

Learn Persian by Podcast, Learn Persian by Podcast | Episode 1 | Talking about my Language Learning Experience - YouTube

Intermediário 2 Persa lesson to practice reading

Comece a aprender esta lição agora

Learn Persian by Podcast | Episode 1 | Talking about my Language Learning Experience - YouTube

سلام دوستان خوش اومدین به اولین قسمت از پادکست فارسی با من

من خودم برای شروع این پادکست ها خیلی ذوق و هیجان دارم

چون به عنوان یه زبان آموز میدونم وجود چنین منابعی توی مسیر یادگیری زبان چقدر میتونه کمک کننده و مفید باشه

دوست دارم اولین پادکستمون رو با یه گپ دوستانه شروع بکنم

و امیدوارم با نظرات و پیشنهادات شما بتونیم پادکست ها رو بهتر و بهتر شون کنیم

متن این پادکست رو به همراه اطلاعات بیشتر داخل یه پی دی اف توی کانال تلگرام گذاشتم

لینک کانال تلگرام رو هم میتونید داخل توضیحات ببینید

پادکست ها به زبان گفتاری هستن

و من سعی می کنم شمرده و آروم صحبت کنم

همونطور که گفتم دوست داشتم اولین قسمت پادکست مون یه گپ دوستانه باشه

کمی از خودم و مسیر علاقه مندیم به یاد گرفتن زبان های مختلف باشه

من عسل عاشق یاد گرفتن زبان های مختلف هستم

فقط کافیه آوای یک زبونی رو دوست داشته باشم

یا کمی از فرهنگ اون کشور خوشم بیاد

دیگه باید اون زبون رو یاد بگیرم

و من مطمئنم شمایی که مخاطب من هستی هم چنین علاقهای به یاد گرفتن زبان ها داری

میتونم بگم بازی های کامپیوتری باعث شدن من به یادگیری زبان علاقه مند بشم

شاید برای بعضی ها جالب و خنده دار باشه اما واقعاً دلیلش همین بوده

باید کمی زبان بلد میبودم تا بتونم یکسری از مرحله ها رو رد کنم

گاهی پیش میومد من مدت ها توی یه مرحله گیر می کردم

بخاطر اینکه نمیتونستم بفهمم اینجا از من چی میخواد و من چیکار باید بکنم

همین موضوع باعث شد از همون کوچیکی من نیاز به زبان انگلیسی رو توی زندگیم حس بکنم

و واقعا روز شماری میکردم که برم مدرسه و اونجا بتونم زبان انگلیسی رو یاد بگیرم

توی ایران از سن ۱۲ سالگی در مدارس زبان انگلیسی رو تدریس می کنند

و من خیلی از همسن های خودم انگلیسی رو توی مدرسه شروع کردم

و از قبل کلاس زبان معلم خصوصی نداشتم

چون خیلی بازی می کردم و علاقه زیادی داشتم قبل از اینکه برم مدرسه کمی زبان بلد بودم

مثلا چند تا کلمه میدونستم چهارتا جملات ابتدایی بلد بودم

اما حدس بزنید چی شد؟

منی که این همه عاشق یادگیری زبان انگلیسی بودم

وقتی وارد مدرسه شدم و جلسه اول که زبان انگلیسی داشتیم من هیچی نفهمیدم

و چیزی یاد نگرفتم

گفتم بگذار چند جلسه بگذره احتمالا بهتر میشه

اما چند جلسه که هیچ دو ماه هم گذشت اما من باز هم یاد نمی گرفتم

برای خودم هم خیلی عجیب بود چون من شاگرد زرنگی بودم

تمام درس هام ۲۰ بود اگر نمیدونید توی ایران نمرات از ۲۰ حساب میشه

یعنی ۲۰ نمره کامل هست

و من تویی بقیه درس ها مثل ریاضی، علوم، ادبیات و غیره ۲۰ میگرفتم

دیگه نهایت ۱۸ و۱۹ میگرفتم

اما تو درس زبان انگلیسی من 2 هم نمیشدم

و نمره قبولی نمره 10 هستش یعنی من حتی قبول هم نمی شدم

میتونم بگم سه و چهار ماه گذشت و ما به امتحانات میان ترم نزدیک شدیم

برای اینکه از تقلب جلوگیری بکنن ما رو برده بودن تو کلاس سال سومی ها

به این صورت بود که توی نیمکت یه سال سومی می نشست بعد اولی و دوباره یه سومی

به این صورت منی که سال اول بودم تنها بودم

و بین اون دوتا سال سومی هم یه فاصلهای بود

به این صورت تقلب کمتر می شد و بچه ها نمی تونستند به راحتی تقلب کنند

من بین دوتا دوست نشسته بودم که بچه های شیطونی بودند و عاشق تقلب کردن

توی طول امتحانات همیشه برگه های تقلب شون رو به من می دادند تا من برسونم به دست اون یکی

من آدم متقلبی اصلاً نبودم و خیلی میترسیدم از این کار

و فقط توی رودربایستی مونده بودم و این کارو می کردم

و خیلی از این کار میترسیدم چون اگر مراقب میدید من رو هم اخراج می کرد

اما این کارم سبب خیر هم شد چون اون دوتا سال سومی از من خوششون اومده بود

و فکر میکردند من هم مثل خودشون پایه تقلبم در صورتی که نبودم

خلاصه روز امتحان زبان انگلیسی هم رسید

وقتی برگه امتحان رو بهم دادن میتونم بگم هیچی بلد نبودم شاید یکی یا دو تا سوال رو جواب داده بودم

یک دفعه یکی از اون سال سومی ها من رو دید و متوجه شد که من هیچی بلد نیستم

از شانس خوبه من اون زبونش خیلی خوب بود

و یکدفعه دیدم برگه من رو از جلوم بر داشت گذاشت جلوی خودش و تند تند شروع کرد به نوشتن جواب ها

من خیلی ترسیده بودم برای اینکه هیچ برگه سوالی جلوم نبود

توی دو یا سه دقیقه شاید هم کمتر جواب تمام سوالات رو برام نوشت و برگه رو گذاشت جلوی خودم

خیلی خوشحال بودم و حس خیلی خوبی داشتم اما ته دلم باز هم نگران بودم

چون این امتحان میان ترم بود که تونستم اینطوری تقلب کنم

توی امتحان ترم همه روی صندلی تکی می نشستن و نیمکت نبود که سه نفر باشیم

اونجا تقلب غیر ممکن بود حداقل برای من غیر ممکن بود

برای همین خوشحالی موقتی بود چون فقط از این امتحان قبول میشدم

بقیهاش چی؟

از اون جالب تر این بود که همینطور که داشتم به برگه پرشده ام نگاه میکردم

یکدفعه چشمم به یک سوالی افتاد و احساس کردم که غلط نوشته

پاک کن رو برداشتم. پاک کردم و یک گزینه دیگه رو تیک زدم

بعد هم با اعتماد به نفس کامل برگه ام رو تحویل مراقب دادم

وقتی که جواب امتحانات اومد دیدم یه نمره ازم کم شده و اون یک نمره هم بخاطر همون سوالی بود که من عوضش کردم

خلاصه ما اون روز اومدیم خونه و بلاخره تصمیم گرفتم ماجرا رو برای مامانم تعریف کنم

وقتی به مامانم گفتم که مامان من زبان بلد نیستم من هیچی نمیفهمم

اون خیلی تعجب کرد و گفت چطور؟ چرا الان داری میگی؟

پس امتحان میان ترمت رو چیکار کردی؟

که در جواب گفتم: یه سال سومی برام نوشت

ازم پرسید تو چطوری زبان میخونی؟

گفتم معلم ما به ما میگه که وقتی بخوایین دیکته کلمه ای رو یاد بگیرید

اون رو چندین بار برای خودتون هجی کنید

مثلاً کلمه one

چندین بار بگین o n e

تا ملکه ذهنتون بشه

و طریق نوشتنش رو یاد بگیرین

من هم برای دیکته همین کار رو می کنم اما بازم دیکته ام ضعیفه

مادرم یه لحظه تعجب کرد و گفت یعنی چی؟

مگه دیکته فارسی رو تو چطوری یاد گرفتی ؟مگه هجی کردی؟

گفتم نه از روش مینویسم

مثلاً کلمه «صابون» رو ۲۰ بار مینویسم

یا اندازه یک صفحه پر میکنم

و بعد اینجوری حفظ میشم

بعد بهم گفت خوب انگلیسی رو هم همین طوری کار کن

دیکته اون هم همین شکلی یاد بگیر انقدر بنویس تا یاد بگیری

گفتم من کلمات رو نمیتونم بخونم

چرا تو این کلمه eight g و h خونده نمیشه؟

من نمیفهمم. چیکار کنم؟

خیلی ریلکس گفت مگه تو فارسی هرچی می نویسیم میخونی؟

مثلاً کلمه خواهر مگه اون «واو» رو میخونی مگه میخونی خواهر میگی خواهر

چطور اینو یاد گرفتی؟ گفتم: خوب حفظ کردم میدونم

گفت: خوب این هم همین طوریه باید حفظ کنی

انقدر باید این ها رو برای خودت تکرار کنی

که وقتی چشمت به این کلمه میفته بگی آها eight

و فکر نکنی که چه حروف هایی اینجا خونده میشه چی خونده نمیشه

عین زبون مادریت فارسی

همین دو تا جمله رو به من گفت و یک دفعه زبان من از اینجا رسید به اینجا

هیچ چیز اضافه تری به من نگفت همون کارهایی بود که خودم میکردم

فقط اونا رو به من یادآوری کرد

تو روشت اینه. مدل تو این شکلیه

تو با هجی کردن دیکته یاد نمیگیری

تو با نوشتن دیکته یاد میگیری

و من وقتی برگشتم به روش خودم کاملاً زبانم از صفر به ۱۰۰ رسید

تا جایی که روزهایی که امتحان زبان داشتن من اصلاً نمی خوندم

و اون وقت رو اختصاص میدادم به درس های دیگه م

مثلاً ریاضی کار میکردم علوم میخوندم

خلاصه سرتونو درد نیارم اگر بخوام از این صحبت هام یه جمع بندی بکنم و یه نتیجه ای بگیرم

اینه که دوستان روش خودتونو پیدا کنید و بشناسید

ذهن تون باز باشه و روش های یادگیری دیگران رو بشنوید

اما از بین اونها اونی که برای شما کار میکنه رو انتخاب کنید

اونی که به ویژگیهای شما میخوره رو انتخاب کنید

حتی ممکنه مجبور بشین یه روش و راه کاری رو کمی تغییر بدین تا بتونین بهتر از اون استفاده ببرین

هجی کردن روش من نبود

و با اینکه وقت میذاشتم و هجی میکردم اما پیشرفتی نداشتم

و زمانی که اون روشی که برای من مناسب بود رو انتخاب کردم

اون موقع به راحتی تمام دیکته ها رو یاد گرفتم

به راحتی میتونستم بخونم و بنویسم

من مطمئنم اگر شما هم دارید زبانی یاد میگیرید و همینطور فارسی

و گاهی ناامید میشین و بین راه خسته میشین

بدونید که روش خوندنتون احتمالاً مشکل داره

ممکنه مشکل از اون روشی باشه که شما پیش گرفتین

پس عوض کنید راه دیگه ای رو انتخاب کنید

و اونوقت می تونید ببینید که چه تغییرات مثبت و خوبی میتونه براتون اتفاق بیفته

خب بچه ها اینم از مسیر یادگیری من برای زبان انگلیسی

ولی این علاقه به قدری در من زیاد بود و جوری در من شکل گرفته بود که باعث شد

بعد از زبان انگلیسی به یادگیری زبانهای دیگه هم رو بیارم

مثلاً زبان بعدی که شروع کردم اسپانیایی بود بعد فرانسه

و الان هم دارم کره ای و آلمانی رو با هم پیش میبرم

البته باید برای زبانهای قبلی مثل اسپانیایی انگلیسی و فرانسه زمان بذارم

تا سطحم رو حفظ بکنم و فراموش نکنم

که متاسفانه این اتفاق برای زبان فرانسه افتاد و الان خیلی از مطالب رو فراموش کردم

و نیاز به یک دوره اساسی دارم

و این اتفاق نمیخوام برای زبان اسپانیایی و انگلیسی بیفته

شما هم حتماً برای من از تجربیاتتون بنویسید

خیلی دوست دارم که بدونم تجربه شما و مسیر یادگیری تون به چه شکلی بوده و هست

خب بچه ها اینم از پادکست امروز، اولین پادکست مون!

واقعاً احساس خیلی خوبی دارم و فکر می کنم که انگار با جمعی از دوستام داشتم صحبت میکردم و خاطراتم رو تعریف می کردم

امیدوارم که شما هم لذت برده باشین و چیزی یاد گرفته باشین

اسم من عسله خیلی دوستون دارم مرسی که همراهم بودین خدافظظظظ

Learn languages from TV shows, movies, news, articles and more! Try LingQ for FREE