When I was 10 years old dialogue 2
آرش: دیروز رفتیم شکار.
مریم: شکار چی؟
آرش: شکار آهو.
مریم: چیزی شکار کردی؟
آرش: نه. دوتا شیر اومدن و همۀ آهوا فرار کردن.
مریم: بعد چی شد؟
آرش: شیرا دنبال آهوا کردن و یکی از اونا رُ گرفتن.
مریم: بعد چی شد؟
آرش: چند تا بچّه شیر اومدن و آهو رُ خوردن.
مریم: پس دست خالی برگشتی؟
آرش: نه اتفاقاً، از همه چیز فیلم برداری کردم. الآن یه فیلم مستند خیلی خوب دارم.