When I was 10 years old dialogue 1
ندا: دیروز کجا رفتی؟
لیلا: با دوستام رفتم باغِ وحش.
ندا: منم هفتۀ پیش رفتم.
لیلا: قسمتِ دایناسورا رُ دیدی؟
ندا: نه، اون روز بسته بود. خیلی دوست داشتم ببینم.
لیلا: به نظرم جالبترین قسمت بود.
ندا: واقعاً؟
لیلا: آره، اونجا برامون یه فیلم دربارۀ زندگیِ دایناسورا و ماموتا گذاشتن.
ندا: یعنی فقط فیلم نشون دادن؟
لیلا: نه، بعد استخونا و فسیلای اونا رُ دیدیم و یه راهنما همه جا رُ نشون داد.