×

Usamos cookies para ayudar a mejorar LingQ. Al visitar este sitio, aceptas nuestras politicas de cookie.

B Plus Podcast, Deep Work 1 – Text to read

B Plus Podcast, Deep Work 1

Intermedio 2 de persa lesson to practice reading

Comienza a aprender esta lección ya

Deep Work 1

کار عمیق مثل یه super power ه. اگر یاد بگیریمش اگر تکنیک های کار عمیق رو یاد بگیریم هم مقدار کاری که می کنیم رو خیلی می تونیم زیاد کنیم هم کیفیتش رو می تونیم ببریم بالا. این اپیزود به درد اونایی می خوره که احساس می کنن همش حواسشون پرته و دنبال اینن که ببینن چطوری می شه تو این وضعیت کار کرد. کار زیاد، کار به درد بخور، کار عمیق.

سلام. این اپیزود بیست و دوم پادکست بی پلاسه و در مرداد نود و هشت منتشر می شه. بی پلاس پادکستیه که در هر اپیزودش ما یه کتاب غیرداستانی رو به صورت خلاصه برای شما تعریف می کنیم.

کتابی که در این اپیزود ازش حرف می زنیم اسمش هست کار عمیق. Deep work نوشتۀ آقای کارل نیوپورت. کتاب، کتابیه شامل یه سری راهنمایی و برنامه برای اینکه در این دنیایی که همه چی مدام داره سعی می کنه حواس ما رو پرت کنه، چه کنیم که حواسمون پرت نشه. چطوری کار کنیم، ارزش خلق کنیم، چه کارایی بکنیم چه کارایی نکنیم. ایشون استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه جورج تاون و در کنار کار دانشگاهی دربارۀ همین تقاطع های فرهنگ و تکنولوژی هم فکر می کنه و کتاب می نویسه و بلاگ می نویسه و مصاحبه می کنه و سخنرانی داره و خیلی هم زیاده ازش، مخصوصاً توی پادکست های مختلف، خیلی این و اون ور رفته صحبت کرده بابت کتاب های هم این deep work هم کتاب های جدیدترش. یه تیکه هایی از این صحبت هاش رو حتما در اینستاگرام بی پلاس به زودی می تونید ببینید همون طوری که شبیه این تیکه ها از سخنرانی ها و مصاحبه های نویسنده ها از اپیزودهای دیگه رو هم داریم اونجا کم کم می گذاریم. ترجمۀ فارسی این کتاب رو هم نشر نوین منتشر کرده با نام کار عمیق از سایت خودشون همین الان می تونید بخریدش با بیست درصد تخفیف با کد بی پلاس bplus. کلا هم که همۀ راه های خریدن این کتاب ها، آنلاین و آفلاین و مغازه و همه جوری توی بخش از کجا بخریم bpluspodcast.com هست، می تونین ببینینش.

اسپانسر این اپیزود بی پلاس هم رهنما کالجه. از بچه ها دیدین که می پرسن که چیکاره می خوای بشی؟ چیکاره دوست داری بشی. از قدیم زیاد می پرسیدن این سوال رو. هنوز هم بعضیا می پرسن. در علوم انسانی می گن این سوال اشتباهه، نباید این طوری بگی، باید بگی چیکار می خوای بکنی. یکی از دلایلش هم اینه که شغل ها خیلیاشون از بین میرن، تکنولوژی پیشرفت می کنه، تغییراتی درست می شه، مشاغل جدید به وجود میاد. برای همین مهمه که مشاغل جدید رو بشناسیم بدونیم که چه کارهای جدیدی درست شدن که قبلا همچین شغلی وجود نداشت. از اون ورم توانایی ها و استعدادهای خودمون رو هم تسلط داشته باشیم بهشون، بدونیم که چی ان. رهنما کالج کاری که کرده اینه که یک فضایی درست کرده که آدمای مستعد و مشتاق بتونن بیان از نزدیک با چهرۀ واقعی مشاغل آشنا بشن. بیاین اینجا تو اتیم کار کنن یه پروژۀ واقعی رو بگیرن از صفر تا صد ببرن جلو تو دورۀ کارآموزی. این طوری بعدا که می خوان برای انتخاب شغل و پیشرفت در کار و اینا تصمیم بگیرن تصمیماشون یه مقدار با داده های بیشتریه، تصمیم های درست تری می تونن بگیرن. دوره های خوبیه، الان برای طراحی یو آیو ایکس دارن، برای برنامه نویسی دارن، برای دیجیتال مارکتینگ دارن، برای هوش مصنوعی دارن، اگر که علاقه دارید به این ها و دوست دارید در این زمینه ها کار کنید یک سری بزنید به سایت رهنما کالج ببینید دورۀ بعدی شون کی شروع می شه. دوره ها نه محدودیت سنی دارن نه محدودیت تحصیلی نه طبیعتا محدودیت جنسیتی. هدفشونم اینه که نیروی کار رو توانمندتر کنن. کاملا هم رایگانه. همۀ دوره هاشون رایگانه. هم در سایتشون rahnamacolledge.com هم در اینستاگرامشون می تونید که اطلاعات بیشتری بگیرید. لینک هاش رو در توضیحات این اپیزود می گذاریم.

بریم دیگه سراغ کار عمیق. کتاب دربارۀ کار عمیقه، دربارۀ یک اصطلاحیه به نام deep work کار عمیق، اصطلاحی هم هست که خود نویسنده درست کرده برای همین اول سعی می کنه یه مقداری زمینه چینی کنه آماده مون کنه و توضیح بده که اصلا این deep work که می گه چیه، منظورش چیه ازش. یکی دو تا مثال می زنه. مثال می زنه از آدمایی مثل مثلا کارل یونگ یا ادیبان و نویسندگان دیگری از مشاهیر قرن گذشته یا آدم های معاصر، آدم هایی که توی دوره ای که می خواستن از مغزشون کار بکشن، خودشون رو به قول ما می رفتن ایزوله می کردن. یونگ نویسنده می گه احتمالا تحت تاثیر اتاق های مراقبه ای که توی خونه هایی در هند دیده بود، آمده بود یه ویلای دوطبقه کوهستانی رو واسه خودش در سوییس درست کرده بود و خیلی وقت ها کارهاش رو اونجا انجام می داد. توی کتاب عادات روزانه، آداب روزانه که اومده عادت های روزانۀ کلی آدم مهم و اثرگذار رو جمع کرده، از جمله عادت های کاری و روتین های روزانۀ آقای یونگ هم آمده. و دیگرانی شبیه ایشون. یونگ می دونیم از مهم ترین متفکران قرن بیستمه. نویسندۀ این کتاب می گه که یک مهارتی که ایشون رو و بسیاری دیگه آدم شبیه ایشون رو قادر کرد به تولید چنین کارهایی، مهارت کار عمیق بود. deep work بود. می گه یونگ و آدم هایی مثل یونگ، برای اینکه بتونن توانایی های شناختی شون رو تا جایی که میشه کش بدن، برای اینکه بتونن این محصولات و اندیشه هایی رو که خلق کردن، درست کنن اینا یک بازه های تمرکزی ای لازم داشتن عاری از هرگونه حواس پرتی. تمرکز کامل. بعد می گه اصلا برای اینکه شما بتونی از همۀ ظرفیت فکری خودت استفاده کنی چه برای تولید فکر چه برای یاد گرفتن یا مثلا بهبود یه مهارتی، لازمه که بتونی کار عمیق انجام بدی. کار عمیق deep work گفتیم اصطلاحیه که این آقا خودش وضع کرده ولی می گه منظورم همون وضعیه که شما وقتی که رفتار و زندگی یونگ رو مطالعه می کنی می بینی در مارک تواین می بینی در وودی آلن می بینی در جی کی رولینگ می بینی در بیل گیتس می بینی در خیلی های دیگه می بینی. همۀ این آدم ها مشهورن به اینکه یه بازه هایی رو یا به صورت منظم یا موردی میان خودشونو دور می کنن از هرچیزی که ممکنه حواسشونو پرت کنه. و متمرکز می شن روی مسثلا نوشتن رمانشون در مورد مارک تواین و جی کی ررولینگ. یا خوندن و فکر کردن مثل بیل گیست که سال هاست می گن سالی دو بار می ره یه قرنطینه. می ره در یه ویلایی لب دریاچه، به جز فکر کردن و مطالعه کردن و ایده پردازی هیچ کار دیگه ای نمی کنه. که از همین دوره هاش هم هست که می گن مثلا فلان جستاری که نوشته از این جاها در اومده. از محصول همین دورانشه. یا وودی آلنی که کارنامۀ عجیب غریبی داره دیگه. نگاه می کنی از سال 69 تا 2003، 44 تا فیلم ساخته 22 تا نامزدی اسکار داره. حیرت انگیزه دستاوردش واقعا از کارهای هنری ای که کرده. بعد نگاه می کنی می بینی آدمیه که آره با ماشین تحریر می نویسه، کامپیوتر نداره، هیچ وقت کامپیوتر نداشته و قشنگ مشخصه که واسه خودش یه روتین هایی درست کرده که تمرکزش رو بتونه حفظ کنه نتیجه ش رو هم یم تونیم تو کارنامه ش ببینیم. علت اینم که می ره می ره سراغ این افراد شاخص اینه که می گه تضاد شدید هست بین روش این ها و شکل کار کردن بقیۀ knowledge worker ها. knowledge worker کسیه که با اطلاعات کار می کنه. کارمند مثلا فکر کنم ما بهش می گیم. من تو این اپیزود بهش می گم کارمند. کسی که مثلا با بیل و کلنگ کار نمی کنم. اینو بهش می گه knowledge worker و میگه کارمندها امروز دارن اصلا با کار عمیق بیگانه می شن. اصلا این توانایی رو دارن از دست می دن. همش هم می گه زیر سر این ابزارهای شبکه ایه. network tools . network tools چیه؟ ایمیل، اس ام اس، توئیتز، تلگرام، بازفید، ردیت، اینستاگرام، فیسبوک، اسنپ چت، همۀ این ها. جذابین این ها و دسترسی بی وقفۀ ما بهشون توانایی تمرکز رو ازمون گرفته. واسه همینه که کار عمیق ازمون نمیاد. یه مقدار مضمونش شبیهه به اون کتاب تمرکز که توی فصل یک بی پلاس داشتیم. ولی کتاب فرق می کنه. علی این که انتخابش کردیم رو حالا جلوتر احتمالا می بینید. حرف چی شد پس؟ این شد که آقا این network tools ها هست، این ابزارهای شبکه ای هست، تمرکز ما از بین رفته ولی خب ما می دونیم کارمند این طوری نیست که همه هوا کرده باشن که. همه دارن کار می کنن. همه می گن سرمون خیلی شلوغه. همه انگار واقعا سرشون شلوغ تر از قبله. پس چه می کنیم که این همه کار می کنیم و هیچ کار عمیقی نمی کنیم؟ کار سطحی می کنیم shallow work داریم انجام می دیم. کارایی کهcognitive demand نیست. مهارت های شناختی مون رو درگیر نمی کنه. کاراهایی که با نصف حواس و تمرکزم از پسشون برمیایم. کارایی که ارز ش خاصی در این جهان تولید نمی کنن خیلیاشون. و کارهای هم هستن که به راحتی قابل کپی کردنن. بیشترشون این طوری ان که به راحتی می شه به ماشین یادشون داد. بعد می گه گرفتاری بزرگ اینه که این توانایی کار عمیق یه چیزیه که وقتی که بره دیگه نمیاد. یا خیلی خیلی سخت برمی گرده. یعنی اینترنت ظرفیت ما رو اصلا برای تمرکز و برای کار عمیق و برای فهمیدن کم می کنه. حالا اینجا بحث کتاب این نیست که اینترنت خوبه یا بده. از این مناظره ها تا ابد می تونید پیدا کنید بگردید بخونید توی کتاب ها و حرف های آدم های مختلف. یه گروهی هستن که می گن بده همش ضرره این ها، یه گروهی هم خستن که می گن بله درسته گوگل مثلا حافظه ما رو ضعیف کرده ولی این بد نیست این اشکالی نداره به خاطر اینکه ما اصلا دیگه حافظه قوی احتیاج نداریم. اون دوره گذشته یه مهارتیه که به کارمون نمیاد. همون طور که مثلا نیزه انداختن یه مهارتیه که الان به کارمون نمیاد، ها؟ بالاخره توانایی های ما یک زمانی چیزی بوده که به دردمون می خورده الان دیگه لازم نیست شماره تلفن حفظ کنیم می تونیم مغزمون رو برای چیز دیگه استفاده کنیم و این گوشی هم که تو گوش شماست یک ادامه ایه در واقع برای این مغزی که داریم. ما وارد این دعواها نمی خوایم بشیم. نویسنده هم واقعا می گه من تو این دعوا نمی خوان برم. زاویه ش چیه پس به قصه می گه آقا خوب یا بد این طور شده ولی این تغییر فرهنگ کاری از عمیق به سطحی، یه سری فرصت عظیم شخصی فرصت اقتصادی ایجاد کرده باز کرده، واسۀ اون آدم های کم تعدادی که هواسشون جمعه. یعنی حالا که همه حواسشون پرته و پرت تر هم داره می شه تو اگه حواست جمع باشه می بری. حرفش اینه. مثال هم می زنه از چند تاا آدم حواس جمع که خوب هم بردن. بعد نشون می ده که کار عمیق فقط یه چیز نوستالژیک مربوط به قرنگ گذشته نیست. آدمی که همین الانم بتونه عادت های تمرکزگیر رو دور کنه از خودش، توانایی کار عمیق رو در خودش زیاد کنه، می تونه مهاری یاد بگیره که ظرف مدت نه چندان زیادی اثرش تو زندگیش واقعا معلوم بشه. اینجا اون وقت این رو هم میگه. می گه که همین اینترنت همین دنیای دیجیتال که توانایی های ما رو محدود کرده این اثر رو هم داشته که حالا اگر چیزی برای عرضه داشته باشی دیگه واقعا حد و مرزی برای مخاطب پیدا کردنت وجود نداره. اگه چیز خوبی تولید کنی در این دنیا، واقعا می تونی به دست همه برسونیس حالا همه که نه ولی به دست خیلیا می تونی برسونیش. و البته دنیایی هم هست که به همین دلیل که هر کسی هر چیز خوبی تولید کنه به دست خیلی خیلی ها می توه برسونه متوسط الحال اگر که باشی خب مخاطبت سریع ولت می کنه می ره سراغ اون کسی که چیز بهتر داره می ده بیرون دیگه. یعنی رقابت سنگین تره و همین جاست دوباره که ارزش کار عمیق، ارزش یاد گرفتن مهارت هایی که آدم رو تک می کنه، شاخص می کنه بیشتر معلوم می شه. اصل حرف کتاب اینه که یک: کار عمیق چیزیه که هی داره کمیاب تر و کمیاب تر میشه،دو: کار عمیق توانایی ایه که ارزشش داره هی بیشتر و بیشتر می شه. بعد نتیجه ای که می گیره اینه که اون اندکی که یادش می گیرن، اون اندکی که ازش بهره می برن و می کننش هستۀ زندگی حرفه ایشون اینا می تازونن. اینا می درخشن. اصل تئوری ای که کتاب روش بنا شده و می خواد ازش حرف بزنه اینه. دو تا هدف هم داره در بخش های مخلف کتاب نویسنده، یکی این که این تئوریش رو بیاد به من و شمای خواننده ثابت کنه یعنی قانعمون کنه که درسته، دو اینکه بیاد ماهیگیری یادمون بده، تکنیک هایی بهمون یاد بده که بتونیم مغزمون رو نرمش بدیم، کار عمیق رو توی زندگی حرفه ایمون بیشتر کنیم، نقش مرکزی بهش بدیم و این طوری بیشتر ارزش خلق کنیم به قول امریکایی ها. مأموریتی که واسه خودش تعریف کرده اینه.

Learn languages from TV shows, movies, news, articles and more! Try LingQ for FREE