×

We gebruiken cookies om LingQ beter te maken. Als u de website bezoekt, gaat u akkoord met onze cookiebeleid.

image

Iranian Cinema, A Separation

A Separation

فیلم «جدایی نادر از سیمین»، که خارج از ایران بیشتر با نام «یک جدایی» شناخته می‌شود، پنجمین اثر سینمایی اصغر فرهادی، و محصول سال دو هزار و یازده است. این فیلم جایزۀ اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را در سال دو هزار و دوازده دریافت کرد. از جمله عناصر استفاده شده در این فیلم اختلافات زناشويی، مذهب، اختلاف طبقات اجتماعی و فرهنگ سنتی مردسالاری است.

در این فیلم، سیمین با بازی لیلا حاتمی می‌خواهد به ‌همراه همسرش نادر با بازی پیمان معادی و دخترش ترمه با بازی سارینا فرهادی از ایران برود. او همهٔ مقدمات این کار را فراهم کرده، و ویزا را هم دریافت کرده است. اما نادر نمی‌خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می‌برد، تنها رها کند. این اختلافات باعث می‌شود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند، اما دادگاه درخواستش را دربارۀ حضانت فرزندش رد می‌کند. نادر با طلاق دادن سیمین مشکلی ندارد، اما اصلاً رضایت نمی‌دهد که ترمه به همراه سیمین کشور را ترک کند.

سیمین تصمیم می گیرد خانه را ترک کند، و به خانهٔ پدرش برود. ترمه پیش پدرش نادر می ماند. به امید اینکه مادرش سیمین پیش آن‌ها برگردد. نادر نمی‌تواند از عهدهٔ مراقبت از پدرش برآید. پس برای این کار یک مستخدم به نام راضیه استخدام می‌کند.

این زن جوان که باردار است، این کار را بدون اطلاع همسرش، حجت، قبول کرده‌ است. راضیه یک زن مذهبی و معتقد است و در يكی از سكانس های تامل برانگيز فيلم، او در حالی که پدر نادر در شرایط بدی به سر می برد، به يک کارشناس امور دینی تلفن می زند، و سوال می كند كه آيا از نظر شرعی می تواند پدر نادر را تميز كند يا خير.

یک روز نادر به خانه برمی‌گردد، و پدرش را در حالی که دستش با روسری به تخت بسته شده و از روی تخت به زمین افتاده و تنها رهاشده می‌بیند. وقتی راضیه به خانه برمی‌گردد، دعوای شدیدی درمی‌گیرد. که عواقب تراژیک آن نه‌ تنها زندگی نادر را زیر و رو می‌کند، بلکه باعث تغییر تصویر دخترش از او می شود. راضیه به‌ دلیل مرگ جنینش به بیمارستان منتقل می‌شود. او و همسرش دلیل مرگ جنین را هل داده شدن توسط نادر در هنگام مشاجره می‌دانند، و از نادر شکایت می‌کنند.

راضیه در دادگاه می گوید که نادر می‌دانسته او حامله است، اما رعایت حالش را نکرده. اما نادر می گوید که نمی دانسته او حامله است. نادر در این کشاکش شاکی است که چرا راضیه، پدر نادر را به تخت بسته و خانه را ترک کرده است. نادر با تعیین وثیقه از سوی دادگاه بازداشت می‌شود. و مادرزن او می‌آید و برایش وثیقه می‌گذارد.

در دادگاهی بعدی معلم خصوصی ترمه به دادگاه می‌آید که شهادت بدهد در زمانی که با راضیه دربارۀ بارداری او در خانۀ نادر حرف می زده اند، نادر در اتاق حضور نداشته و چیزی نشنیده است.

در سکانس بعدی ما شاهد چیز دیگری هستیم که باز تعادل ذهنی مخاطب را به هم می‌ریزد، و آن هم این است که ترمه به نادر می‌گوید تو می‌دانستی او حامله بوده. چون زمانی که سیمین به نادر می‌گوید راضیه بچه‌اش سقط شده تعجبی از بارداری او نمی کند.

در ادامه ما همچنان شاهد کشمکش های بین این شخصیت ها هستیم، تا بالاخره مشخص شود نادر دلیل سقط جنین راضیه بوده است یا خیر.

فیلم ساختاری دورانی دارد. در پایان باز هم در دادگاه هستیم، با همان زوج جوان که همچنان بلاتکلیف در انتظار "قضاوت" هستند. سرنوشت آنها در ظاهر در دست دختر آنهاست که باید تصمیم بگیرد با کدام بماند.

نکته بارز این فیلم شناخت درست کارگردان از آدم های فیلم است، که به ویژه در کاوش شخصیت و روحیات مردم عادی جامعه، چشمگیر است. پیوندهای عاطفی به سادگی و شیرینی، بی‌آنکه به زبان آید، القا می‌شود. پیوند راضیه با همسرش که پیچیدگی‌ها و مشکلات روانی همسر خود را درک می‌کند. پیوند عمیق نادر با پدرش و پیوند او با همسر و دخترش.

بسیاری از منتقدان فیلم در جهان می‌گویند فیلم فرهادی، چهرۀ قشری از ایرانیان را نشان می‌دهد که معمولاً در تصاویر غالب رسانه‌ای از ایران غایب‌اند. گروهی از مردم که نمایندۀ باورها و ارزش‌های مورد پسند نظام حاکم در ایران نیستند.

Learn languages from TV shows, movies, news, articles and more! Try LingQ for FREE