Maybe I'll go to a restaurant dialogue 2
مریم: می آی آخر هفته بریم کوه؟
نیک: آره، من طبیعتُ خیلی دوست دارم.
مریم: قلّاب ماهی گیری داری؟
نیک: آره، چطور مگه؟
مریم: اونجا یه رودخونه داره. شاید بریم ماهی گیری.
نیک: باشه می آرم.
مریم: پدرم همونجا ماهی کباب می کنه.
نیک: مامانِ منم برامون سالاد درست می کنه.