×

Utilizziamo i cookies per contribuire a migliorare LingQ. Visitando il sito, acconsenti alla nostra politica dei cookie.

Self Help With Saeed Bostani, دلیل اصلی نرسیدن به هدف ها، م… – Text to read

Self Help With Saeed Bostani, دلیل اصلی نرسیدن به هدف ها، مصاحبه سعید بستانی با رادیو مهربانو

Intermedio 1 di persiano lesson to practice reading

Inizia a seguire questa lezione ora

دلیل اصلی نرسیدن به هدف ها، مصاحبه سعید بستانی با رادیو مهربانو

شنوندگان رادیو مهربانو

همینطور بینندگان فایل ویدئویی ما

فرصت دیگری دست داد که روی تصویر و مکالمه تصویری، در خدمت آقای سعید بستانی

مربی تکنیکهای ذهنی، مستقر در سیدنی باشیم

اقای سعید بستانی، هفتههای گذشته هم در موارد دیگری ما در خدمتشون بودیم در برنامه

و توضیحاتی در مورد تکنیکهای ذهنی و ساختن زندگی بهتر از روی کاربرد تکنیکهای ذهنی، با ما همراه بودند

ایشون در مورد ... به دوستان زیادی در هدفگزاریهای زندگی کمک کردند

بوسیلهی برگزاری سمینارها و مشاورههای فردی و گروهی

اقای بستانی سلام، و خوشحالیم که شما رو مجددا در برنامه داریم

درود بر شما، خیلی من هم خوشحال هستم که فرصتی دست داد -

از طریق تکنولوژی بتونیم این سری با همدیگه یک صحبتی رو داشته باشیم -

حالا دفعه پیش در خدمتتون توی استودیو بودم -

ولی تکنولوژی این فاصلههای فیزیکی رو سعی کرده کم بکنه -

در خدمتتون هستم -

خیلی ممنون از شما که به ما زمان دادید تا بعد فاصله رو بهم بزنیم

و شما رو مجددا در برنامه داشته باشیم

موضوعی که امروز میخوام در موردش باهاتون صحبت بکنم

در مورد هدفگزاری هایی هست که در ابتدای هر سال، دوستان و همه عزیزان انجام میدن

ضمن اینکه تبریک میگم سال نو میلادی رو به شما و همه عزیزان و بینندگان این فایل ویدئویی

همونطور که میدونین، خیلی از ماها در ابتدای سال، هدفهایی رو برای خودمون تعیین میکنیم

new year resolutions و لیستی رو تهیه میکنیم به نام

که دوست داریم به تمام این اهداف در پایان سال برسیم

اما بنظر میرسه که بعد از گذشت چند هفته یا چند ماه، مشکلاتی بوجود میاد

و این اهداف کمکم به فراموشی سپرده میشه یا دستیابی بهشون کمی مشکل میشه

بفرمایید که داستان چیه آقای بستانی؟

کاملا نکته خیلی خوبیه -

یعنی آمار میگه که کمتر از ده درصد از هدفهایی که ما اول سال میزاریم -

بعدا هنوز دنبالشون میریم و اجرایی میشه -

حالا یکجایی آمار میخوندم که هشتاد درصد هدفهایی که توی ژانویه گذاشته میشه -

تا آخر فوریه که میرسیم، هشتاد درصد اونها کاملا حذف میشه و ما دیگه اونها رو دنبال نمیکنیم -

نکته ای که وجود داره، باید ببینیم که -

این هدفهایی که ما میزاریم چجوری میشه، چه مرحلهای رو رد میکنه تا به اونجایی برسه که ما بخوایم اون رو اجراییش بکنیم

سه تا فیلتر هست، که باید از این سه تا فیلتر، هر هدفی رو که ما میزاریم رد بشه -

تا به اونجایی برسه که ما بریم توی مرحله اجرایی شدن -

مثل وقتی که شما میرین توی فرودگاه، معمولا سه تا در هست -

بکنیم Checking یک در اول که وارد سالن میشیم و میخوایم -

رد میشیم security کردیم یک در دومی هست که از اون در checking بعد از اینکه -

و وارد سالن انتظار میشیم -

و بعد از اون سالن انتظار حالا از اون در آخر رد میشیم و میخوایم وارد هواپیما بشیم -

اگر اون سوار هواپیما شدن و اینکه هواپیما شروع کنه به آرومی حرکت کردن -

و بعد حالا پرواز کنه و اوج بگیره -

اون مسیر هدفی باشه که ما میخوایم طی بکنیم -

اون سه تا در، سه تا فیلتری هستن که ما میخوایم در موردشون صحبت بکنیم

حالا شما اگر یک نمونه، یک مثالی به من بدین -

که یه هدفی باشه -

بهتر میتونیم توی مثال در مورد این سه تا در صحبت بکنیم -

سه تا دروازه، شاید بهتر از در باشه، که بخوایم ببینیم اینها چیا هستن -

اگر بخوام مثالی بزنم که این چند وقت، توی این چندروزه باهاش درگیر بودم

برنامهریزی برای رفتن به جیم و ورزشه

یکی از چیزهایی که ذهن منو خیلی هردفعه مشغول میکنه، برنامهریزی میکنم براش

ولی نهایتا نمیتونم و انجام نمیشه

...آره، ورزش کردن جزو اونهاییه که -

تمرین ورزشی بقول معروف جزو تاپ ... پنجتای اول هدفهاییه که آدمها میزارن -

و معمولا بعد یک مدتی رها میکنن -

ببینیم این سه تا فیلتر چیا هست -

که ما این سه تا فیلتر رو که رد کنیم، تازه میتونیم سوار هواپیما بشیم -

که حالا ممکنه هواپیما ما رو به مقصد برسونه، نرسونه، تاخیر داشته باشه یا هر چیز دیگه -

شما منو قراره ناامید بکنین یا امیدوار بکنین؟ اینو اول بگین

نه میخوام بگم اگه هنوز به گیت هواپیما نرسیدین، انتظار نداشته باشین به مقصد برسین -

پس گیت هواپیما رو لطفا به من نشون بدین

شما ممکنه هنوز توی سالن انتظار باشین، خیلی دور نباشین -

ممکنه در آخر باشین -

بعضیا هنوز در اولی، هنوز توی خیابونن، وارد حتی سالن اول هم نشدن -

حالا باید ببینین کدوم سالن هستین -

این فیلترهایی که ما داریم صحبتش رو میکنیم، یکی فکرهای ما هست -

یکی احساسات ما هست، یکی عمل ما هست -

توی سنتی میگن که ذهن ما، سر ما، قلب ما و بدن ما هستش -

وقتی که این سه تا، با همدیگه هم جهت و در راستای هدف ما باشن -

اون موقع هست که ما تازه رسیدیم به اون پروسهای که میخوایم وارد هواپیما بشیم و هدفگزاری رو انجام بدیم -

حالا توی زمینه ورزش، شما ممکنه فکرتون مثبت باشه -

بگین: آره میخوام برم ورزش -

ورزش خوبه برای من، من از ورزش نتیجه میگیرم -

ولی از اونطرف ممکنه حسهای شما، حسهایی منفی باشه -

من اینهمه ورزش کردم جواب نمیگیرم -

اصلا دیگه الآن ورزش کردن روی من جواب نمیده -

من اصلا وقتش رو خیلی ندارم که بخوام ورزش بکنم -

اگر ورزش بکنم، از کارهای دیگهام میمونم -

این حسهای منفی که میاد، این همون فیلتره هست -

که دیگه این رو خیلی اجازه نمیده بره جلوتر -

از اونور هم اون فیلتر آخر، فیلتر عملیسازیه -

اون عملیه که ما انجام میدیم -

خیلیا مثلا میگن که ما میخوایم ورزش بکنیم -

از اونطرف میره ... میگه میخوام ورزش کنم و وزن کم کنم -

میره مثلا کلی چیپس و شکلات و اینا میگیره -

اون عملش با اون کاری که میخواد انجام بده، یکی نیست -

...حالا ایشالا که شما جزو اون دسته ها نیستین که -

حالا دیگه از این بحث بگذریم آقای بستانی

برای همین، این مهمه که این سه تا رو ما ردش بکنیم -

مثلا خیلی از دوستان میگن که ما میخوایم توی سال جدید، کارمون رو عوض بکنیم -

و میخوایم یک کاری انجام بدیم با درآمد بالاتر -

از اونطرف وقتی به فکرهاشون میرسه -

توی فکرشون اینه که : نه من اگر برم سر یک کار جدید، مجبورم بیشتر سر اون کار باشم -

خیلی دیگه وقت ندارم که با خانوادم وقت بگذرونم -

اگه رفتم اونجا... من اینجا کلی سابقه دارم، حالا اگر برم اونجا باید از اول شروع کنم -

نکنه با اون محیط نتونم، به قول معروف، اخت بگیرم -

اینجا از یک طرف هدف رو میخواد، میخواد بره کار رو عوض کنه -

ولی وقتی میرسه به فیلتر فکرها، چون این تناقض توی فکرها وجود داره -

این دیگه خیلی اجازه نمیده که بره جلو -

خیلی وقتها ما یک فکری میکنیم، یک حس دیگهای داریم و یک کار دیگهای میکنیم -

و از اونطرف هم انتظار داریم که اون هدف، برآورده بشه -

برای همین، نکتهای که وجود داره این هست که ما اول ببینیم که آیا این سه تا هماهنگ هستن -

در راستای هدفی که میخوایم بهش برسیم یا نه؟ -

مثلا یک دوستی اومده بود پیش من و میگفت که من میخوام زبان بخونم و زبانم رو خوب بکنم -

فکرش خوب بود، میگفت من باید زبان بخونم و مرتب چندتا لغت در روز یاد بگیرم تا زبانم بهتر بشه -

ولی از اونطرف، ترس داشت -

میگفت اگر حالا من این زبان رو خوندم ولی لهجهام خیلی قابل فهم نبود چی؟ -

اینکه حالا دیگه از سن من گذشته و من به این راحتی زبان یاد نمیگیرم -

یعنی این تناقضه توش بود -

و برای همین عین ... توی اصفهان یادتونه از این سهچرخهها بود؟ -

یک موتورهایی بود که سه تا چرخ داشت، خب؟ -

بهشون فکر میکنم میگفتن سهپاچه توی اصفهان، خب؟ -

این سه تا فیلتری که داریم صحبتش رو میکنیم، عین همون سه تا چرخهان -

اگر همشون باد داشته باشن، اون خوب میره جلو -

ولی اگر من حسم منفی باشه و ترس داشته باشم -

حتی اگر سعی کنم عملم هم در اون راستا باشه -

و فکرمم حالا مثبت باشه -

چون همون حس، منفیه، من خیلی خوب جلو نمیرم -

درسته

پس در واقع هدفی که میزاریم و فکر و عملی که در پی اون هدف دنبال میکنیم

باید همجهت باشن تا بتونیم به هدف برسیم

دقیقا دقیقا، یعنی شما اگر فکرتون در رابطه با اون مثبت نباشه -

نه من از ورزشکردن که حالا نتیجه نمیگیرم -

من ... حالا مثلا طرف میخواد ... یکسری از دوستان خیلی دوست دارن بیزینس خودشون رو بزنن -

کار خودشون رو داشته باشن و درآمد بالاتری داشته باشن -

از اونطرف حالا میخوان آزادیشون رو هم داشته باشن -

وقت با خانواده هم داشته باشن -

اینها خیلی همجهت با همدیگه نیستن -

برای همین ... بفرمایین -

اقای بستانی، همینجا یک سوال توی ذهن من اومد

و اون اینه که : خب همه کسانی که هدفگزاری میکنن

در ذهنشون و فکرشون این هست که خب من میخوام به این هدف برسم

و خب مسلما هیچکسی در حین اجرای این هدف، به این فکر نمیکنه که

ذهن من با هدف من همجهت نیست

پس باید ذهنم رو درست کنم

آیا نشانه یا کلیدی هست که ما متوجه بشیم که همجهت نیستیم

این سه عامل باهم همجهت نیستن

و این فیلترها رو میتونیم تشخیص بدیم با راهکارها وکلیدهایی که شما به ما میدین؟

از نظر راهکارهای ذهنی

آره سوال خیلی خوبیه -

حالا یک تکنیکی که توی این راستا میشه استفاده کرد، الآن خدمتتون عرض میکنم -

که همونطوری که گفتین، خیلی وقتها ما ممکنه آگاه نباشیم که مثلا حسمون مثبت نیست -

یا اصلا فقط داریم میریم به سمتش و خیلی هم میخوایم -

ولی در درون ما خیلی همراستا نیستن -

باب پراکتور میگه که: اگر چیزی رو شما توی ذهنتون میتونین نگهش دارین -

توی دستتون هم میتونین نگهش دارین -

تکنیکی که میخوایم در موردش صحبت کنیم، تکنیک تصویرسازیه -

حالا احتمالا همه ما در مورد تصویر سازی، زیاد شنیدیم -

ما اگر تصویرسازی انجام بدیم و خودمون رو ببینیم که به اون هدفی که میخوایم رسیدیم -

مثلا کسی که میخواد کارش رو عوض کنه،ببینه خودش رو که داره میره کار جدید رو سر کار هرروز -

و اون موقع با دیدن این تصویر، ببینه چه حسی توش بوجود میاد -

آیا حس مثبتیه؟ -

آیا حس اینو داره که یکمقدار امنیتش داره میاد پایین؟ -

امنیتش پایین اومده؟ -

ببینه فکرهاش چیه -

آیا مثبت هستن؟ -

چون وقتی شما تصویرسازی انجام بدین -

ذهن شما خیلی تفاوتی بین تصویر و واقعیت نمیدونه -

برای همون فکر میکنه داره اون اتفاق میوفته -

و حالا اون واکنش بدنی و فکری که بخواد انجام بده نسبت به اون واقعه -

به همون شکل میتونه اتفاق بیوفته -

در واقع باور ذهنی داشتهباشیم از اینکه این هدف باید به وقوع بپیونده و انجام بشه

دقیقا، و اینو میتونیم چیکارش بکنیم؟ -

یعنی هم تصویرسازی به ما کمک میکنه تا اینرو بهش آگاهی پیدا کنیم -

که آیا فیلتر منفی داریم؟ -

چون ممکنه اگر من الآن بشینم و در مورد چیزی فکر کنم،خیلی به این نتیجه نرسم -

و خودم رو شاید بخوام گول بزنم که : نه، من همهی حسهام مثبته -

من اینو واقعا میخوام -

ولی وقتی که ما میریم توی این پروسه -

اگر که ترسی باشه و حس منفی باشه -

این خودش رو چکار میکنه؟ نشون میده -

و همونجا میتونیم متوجه بشیم که نمیتونه با ذهن و احساس ما همجهت باشه

و میتونیم هدف رو تغییر بدیم یا درواقع، تصحیحش بکنیم یکجورایی

درست میگم؟

آره، حالا شاید خیلی وقتها هم نیاز نباشه که هدف رو تغییر بدیم -

هماهنگ میکنیم و ایجاد هارمونی میکنیم بین فکرهامون، احساساتمون و عملمون -

چون اولین گام اینه که آگاه بشیم -

ببینیمش که یک مشکلی هست -

این چرخ رو اول ببینیم... یک جای این چرخ، یکی از اینا پنچره -

اونموقع اون پنچری رو بگیریم -

اون موقع هست که برای رسیدن به اون هدف، راحتتر میریم جلو -

یا ممکنه توی یکسری از موارد ببینیم که ارزشهامون، ارزشهای دیگهای هست -

مثلا میبینی من زمانی رو که میخوام با خانوادهام بگذرونم -

خیلی ارزشش بیشتر از اینه که شرکت خودم رو داشته باشم -

که بخوام هفت روز هفته کار کنم -

اونجاست که میتونیم اون تصمیم و انتخابمون رو هم تغییرش بدیم -

ما رو در جایگاه آگاهی و قدرت قرار میده -

پس با توجه به صحبتهایی که شما داشتید، من دارم اینجوری برداشت میکنم

که اگر بتونیم این سه عامل، این سه فیلتر رو کنترل بکنیم

و هدفمون رو با احساس و فکرمون همجهت بکنیم

میتونیم به هدفمون برسیم

و این به من میرسونه که شما دارید از قانون جذب صحبت میکنید، درست میگم؟

ببینید قانون جذب هم در همین راستا بود -

وقتی که صحبت از این میکرد که شما ببینید اون چیزی که اتفاق افتاده، بهش رسیدین -

و تصویرسازیش بکنین -

خیلی در مورد این مسئلهای که داریم صحبت میکنیم، همپوشانی داره -

یک نکتهای که گفتین ما به هدفمون میرسیم، این فیلترها تازه مارو میرسونه به اون دری که وارد هواپیما میشه -

خب از اونجا دوباره اینکه حالا ما شروع بکنیم در راستای اون هدف برنامهریزی داشته باشیم -

به بهینهترین شکل ممکن اون رو انجام بدیم -

عین اینه که سوار هواپیما بشیم، هواپیما بره روی باند -

کم کم سرعت بگیره و بره بالا تا آخر سر ما رو به مقصد برسونه -

یکجورایی شرط لازمه برای اینکه اصلا بیوفتیم توی مسیر رسیدن به هدف -

چون پیشبینی که نمیتونیم بکنیم آیندهرو -

خب؟ برای همین، این شانس ما رو زیاد میکنه -

چون اگر این فیلترهارو رد نکنیم -

عین این میمونه که طرف دخیل نبسته بود و میگفت که چرا به من حاجت نمیدن -

رفتهبود یک امامزاده دخیل نبسته بود و میگفت که چرا من هرچی دعا میکنم به من حاجت داده نمیشه؟ -

بعد گفتن تو دخیل بستی؟ -

گفت نه -

آره ، همین، ما هنوز به اون در نرسیدیم -

بعد حالا میگیم این هواپیما کی میرسه؟ -

من کی وزن کم میکنم، کی من سیکسپک میارم توی شکمم -

هنوز به اون اولش هم نرسیدیم -

حالا نکته دومی که گفتین در مورد قانون جذب -

توی قانون جذب هم دقیقا داره از همین تصویرسازی استفاده میکنه -

که شما اگر یکسری جاها ترس دارین و یکسری حسهای منفی دارین -

با تصویرسازی مرتب، شما بر اون غالب بشین -

یعنی مثلا فرض کنین کسی رو که میخواد شیرجه بزنه توی آب و از شیرجه زدن توی استخر، ترس داره -

خب؟-

دیدین که این مربیای شنا هی میگن که بپر -

هی تشویقت میکنن بپری -

چندبار که بپری، کم کم اون ترست چی میشه؟ میریزه -

توی تصویرسازی هم چون ذهن خیلی تفاوتی قائل نمیشه-

اون چی میشه؟ شما هی وقتی که اون کار رو انجام میدین، اون ترس کمتر میشه -

نکتهای که توی قانون جذب هست -

همونقدر که قانون جذب و تصویرسازی بسمت اینکه یک چیزی رو مثبتش بکنیم،جواب میده -

و اون بیشتر قدرتمند میشه -

حالت منفیش هم هست -

یعنی اگر که من شک داشته باشم روی یک چیزی -

و هی تصویرسازیش بکنم با همون شک -

و هی بخوام خودمو گول بزنم که این، داره میشه -

ولی ته دلم هنوز اون شک هست -

دارم یکجورایی اون شک رو بزرگترش میکنم -

عین کسی که هی داره میپره توی آب و ترسش رو با پریدن توی آب، بیشتر میکنه -

برای همین، آفتی که به قانون جذب وجود داره اینه که خیلی وقتها ما آگاهانه اون تصویرسازی رو انجام نمیدادیم -

و خیلی وقتها چون یکی از این سه تا فیلتر نبود -

اون قانون جذب برای ما جواب نمیداد -

و ما میگفتیم که قانون جذب شاید برای ما جواب نمیده -

ولی مثلا بعضیا میگفتن که برای ما جواب میده -

نکتش اینه که برای اونهایی که جواب میداد، این سه تا یا کاملا باهم هماهنگ بود -

یا اگر هم نبود با استفاده از اون تکنیکهای تصویرسازی، اینها هماهنگ میشد -

و از منفی به مثبت تبدیل میشد -

حالا بیشتر از این، باید وارد جزئیاتش بشیم -

ولی در کل اگر بخوایم ببینیم، داستانش به این شکل هستش -

خب ... بسیارخب، خیلی ممنون از توضیحات شما

و امیدوارم که تا دیر نشده و هنوز در اولین ماه سال نو هستیم

دوستان بتونن از تکنیکی که شما ارائه دادین،استفاده بکنن

و در مسیر دستیابی به اهداف امسالشون قرار بگیرن

کردن achieve و در پایان سال خوشحال باشن از اینکه هدفهای بیشتری رو

و بهش دسترسی پیدا کردن

ممنون از شما که یکبار دیگه در برنامه حضور پیدا کردین

و اگر صحبت پایانی دارین، بفرمایین وگرنه شما رو به خداوند بزرگ میسپارم

ممنون از فرصتی که پیش اومد که بتونیم صحبتی دوباره باهم داشته باشیم -

صحبت آخرم اینه که قبل از اینکه هر هدفی رو بخوایم شروعش بکنیم -

ببریمش ببینیم این سه تا فیلتر رو رد میکنه؟ -

وقتی که رد کرد، اونموقع هست که شانس ما برای رسیدن به این هدفها خیلی بیشتر هستش -

بسیار هم عالی، ممنون، متشکر -

خیلی ممنون از وقتتون و تا مکالمه بعدی، شما رو به خداوند بزرگ میسپارم

بدرود، خدانگهدار -

خدانگهدار

Learn languages from TV shows, movies, news, articles and more! Try LingQ for FREE