این داستان در مورد محسن میباشد که در کوهستان کوهنوردی میکرده است.
الف)محسن به مدت سه روز در کوهستان کوه نوردی میکرده است. او باید توقف میکرده است تا بتواند به نقشه اش نگاه کند.
او باید به سمت غرب می رفته است.
اما او هیچ چیزی را روی نقشه شناسایی نمیکند.
اگر او به سمت غرب می رفته است او باید تا الان به دریاچه رسیده باشد.
او فکر میکند که در عوض او به سمت شمال رفته است.
او دوست دارد که بتواند از نقشه ی موبایلش استفاده کند،
اما در بروشور کوه نوردی نوشته است که در کوهستان آنتن نخواهد بود.
محسن تصمیم میگیرد که برای شب چادر بزند.
شاید اگر او مقداری بخوابد، او بتواند فردا آن را تشخیص دهد.
این داستان همانند داستان بالا بوده و توسط محسن نقل میشود.
ب)من به مدت سه روز در کوهستان کوه نوردی میکرده ام. وقتی من باید توقف میکرده ام تا بتوانم به نقشه ام نگاه کنم،
من باید به سمت غرب می رفته ام.
اما من هیچ چیزی را روی نقشه شناسایی نکردم.
اگر من به سمت غرب می رفته ام، من باید تا الان به دریاچه رسیده باشم.
من فکر کردم که در عوض من به سمت شمال رفته ام.
من دوست داشتم که بتوانم از نقشه ی موبایلم استفاده کنم،
اما در بروشور کوه نوردی نوشته است که در کوهستان آنتن نخواهد بود.
من تصمیم گرفتم که برای شب چادر بزنم.
شاید اگر من مقداری میخوابیدم، من میتوانستم فردا آن را تشخیص دهم.
این سوالات مربوط به دو داستان بالا میباشند. میتوانید آنها را حل کنید یا فقط به صدای جواب آنها گوش دهید.
سوالات:
الف)1) محسن به مدت سه روز در کوهستان کوه نوردی میکرده است. محسن چند روز کوه نوردی میکرده است؟ محسن به مدت سه روز در کوهستان کوه نوردی میکرده است.
2)او باید توقف میکرده است تا بتواند به نقشه اش نگاه کند. چرا او باید توقف میکرده است؟ او باید توقف میکرده است تا بتواند به نقشه اش نگاه کند.
3) او باید به سمت غرب می رفته است. او باید به سمت کدام جهت می رفته است؟ او باید به سمت غرب می رفته است.
4) اگر او به سمت غرب می رفته است او باید تا الان به دریاچه رسیده باشد. چه اتفاقی افتاده است اگر که او به سمت غرب می رفته است؟ اگر او به سمت غرب می رفته است او باید تا الان به دریاچه رسیده باشد.
ب)5) من فکر کردم که در عوض من به سمت شمال رفته ام. تو فکر کردی که به کدام جهت می رفته ای؟ من فکر کردم که در عوض من به سمت شمال رفته ام.
6) من دوست داشتم که بتوانم از نقشه ی موبایلم استفاده کنم، اما در بروشور کوه نوردی نوشته بود که در کوهستان آنتن نخواهد بود. چرا تو قادر نبودی که از نقشه ی موبایلت استفاده کنی؟ چونکه در بروشور کوه نوردی نوشته بود که در کوهستان آنتن نخواهد بود.
7) من تصمیم گرفتم که برای شب چادر بزنم. تو تصمیم گرفتی که چه کار کنی؟ من تصمیم گرفتم که برای شب چادر بزنم.
8) شاید اگر من مقداری میخوابیدم، من میتوانستم فردا آن را تشخیص دهم. اگر تو مقداری میخوابیدی، چه زمانی میتوانستی آن را تشخیص دهی؟ شاید اگر من مقداری میخوابیدم، من میتوانستم فردا آن را تشخیص دهم.