Ethnicities4
قوم کرد، پس از فارسها و آذریها، سومین گروه از اقوام ایران به شمار میآیند. عقیدۀ عمومی این است که کردها از اقوام ایرانی و نژاد هندواروپایی هستند که از حدود چهار هزار سال پیش در منطقۀ کردستان استقرار یافتهاند. این قوم دستهای از قوم آریایی هستند که ابتدا در اطراف دریاچۀ وان، منطقۀ قفقاز و رود دجله پراکنده بودند. و به تدریج که انسجام قومی و فضایی پیدا کردند، در منطقۀ کردستان کنونی مستقر شدند.
این قوم در حال حاضر در غرب کشور در استانهای کردستان، جنوب آذربایجان غربی و بخشهایی از استانهای کرمانشاه و ایلام مستقر هستند. این ناحیه بخشی از منطقۀ کردنشین، شامل نواحی شمالی عراق، جنوب شرقی ترکیه و شمال شرقی سوریه است. همچنین دسته ای از این قوم در شمال خراسان و گروهی نیز در کشور ارمنستان به صورت اقلیت قومی به سر میبرند.
زبان کردی در قالب لهجههای خاصی از نظر ساختار و ریشه، از شاخههای ایرانی زبانهای هندواروپایی است، که در عین داشتن زیرساخت مشترک با زبانهای ایرانی، مثل بلوچی، پشتو و فارسی، گونۀ خاصی از زبان است که اقوام و گروههای کرد را به هم پیوند میدهد، و از عوامل یکپارچگی این قوم به شمار میآید.
از لحاظ مذهبی، کردها به دو گروه سنی و شیعه تقسیم میشوند. برخلاف کردهای کردستان، که اغلب اهل سنت اند، کردهای منطقۀ کرمانشاه و ایلام اغلب شیعه هستند.
در مجموع اگرچه کردها در ریشههای نژادی، زبانی، تاریخی و بعضی ویژگی های فرهنگی با بخش مرکزی ایران دارای مشترک هایی هستند، ولی از جهات مذهبی، قومی و زبان محاوره با بخش مرکزی ایران متفاوتاند، و در عوض با نواحی کردنشین خارج از مرزها، به ویژه کشور عراق، همگونی دارند.
مجموع این ویژگی ها که متمایزکنندۀ کردها از بخش مرکزی ایران و در مقابل پدیدآورندۀ نیروی جاذبه میان بخش های کردنشین خاورمیانه شده، زمینۀ بحرانی مداوم را در منطقه فراهم آورده است. به طوری که اجزای جدا افتادۀ قوم کرد، هر یک در جهت کسب خودمختاری از دولتهای مرکزی خود برآمدهاند.
با این وصف، رفتار سیاسی کردها، جمعیتی ناآرام و در تکاپو برای یافتن هویت مستقل فرهنگی و سیاسی را به تصویر میکشد. که همۀ تکه های آن، چه در قالب حرکتی عمومی و چه در قالب حرکات انفرادی، برای کسب خودمختاری طی یک قرن اخیر تلاشی مستمر داشته است. همواره آرامش ظاهری در منطقۀ کردنشین وابسته به تلاش دولتهای ایران، عراق و ترکیه بوده است.
رفتار سیاسی کردها در اوایل قرن بیستم شکل دیگری یافت و جنبشهایی سیاسی را در مراحل گذار تاریخ سیاسی معاصر ایران یعنی مقاطع پایانی دو جنگ جهانی اول و دوم و نیز پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم پهلوی دوم شکل داد. پس از جنگ جهانی اول، اقدامات و تعرضاتی برای کسب استقلال کردها آغاز شد.
این تلاشها که با شعار «جمهوری خودمختار مهاباد»، پس از جنگ جهانی دوم انجام می شد، هماهنگ با تلاش منطقۀ آذربایجان برای کسب خودمختاری بود. سرانجام دولت خودمختار کرد، تحت حمایت نیروهای نظامی متفقین، بهویژه روسها، در کردستان تشکیل شد. رهبر آن ها قاضی محمد، پس از تأسیس جمهوری خودمختار کردستان به مرکزیت مهاباد، برای تحقق رویای کردستان بزرگ همچنان تلاش میکرد. اما در کمتر از یک سال و در پی عقبنشینی نیروهای شوروی و پیش روی نیروهای دولت مرکزی ایران، جمهوری دموکرات خودمختار کردستان همانند جمهوری خودمختار پیشهوری در آذربایجان فرو ریخت. و قاضی محمد در مهاباد به دار آویخته شد.
آخرین تلاش سیاسی کردها برای کسب خودمختاری، پس از فروپاشی رژیم پهلوی دوم و پیروزی انقلاب اسلامی با همان آرمانها، اهداف و شعارهای سیاسی گذشته به وقوع پیوست. در نهضت مردمی کردها و مشارکت ملی آنها برای سرنگونی رژیم شاه و تأسیس جمهوری اسلامی ایران، نیروهای سیاسی کهنهکار و شکستخورده و عمدتاً چپگرای کردستان، فوراً به بازسازی تشکیلات خود دست زدند، و فرایند تقابل بیشتر کردستان با دولت مرکزی ایران را بهوجود آوردند.
این بحران، با وجود گستردگی و جلب حمایتهای خارجی، بهویژه از طرف عراق، با مجموعهای از تدابیر سیاسی، اجتماعی، نظامی، امنیتی و اقتصادی دولت مرکزی فرو نشانده شد. و پس از مدتی نسبتاً طولانی، اوضاع پایدار سیاسی و امنیتی پدید آمد. گرچه همچنان تنش های مداومی در این منطقه وجود دارد.