History of Iran 3
سلام. توی این قسمت از مجموعۀ تاریخ ایران از ورود اقوام آریایی می گم. آریاییها مردم کوچنشین و دامدار ساکن سیبری، جنوب روسیه و شمال قفقاز بودند. که به خاطر خشکسالی، سرمای زیاد و فشار بقیۀ اقوام مجبور به ترک محل زندگی خود شدند. گروهی از آن ها از دو طرف دریای خزر وارد سرزمین ایران شدند. گروههای دیگری هم از این مهاجران به سمت هند و اروپا رفتند. و در آنجا ساکن شدند. امروزه به این اقوام، «هندواروپایی» گفته میشه.به این دلیل که محدودۀ زندگی اون ها از هند تا اروپا را شامل میشه.
اقوام آریایی که در بخشهای مختلف آسیا و اروپا ساکن شدند، دارای یک زبان واحد بودند. که به تدریج از هم جدا شد. اما امروزه هم زبان مردم این مناطق دارای یک ریشه است. که به آن «زبانهای هندواروپایی» گفته میشه.بیشتر زبانهای مردمان قارهٔ اروپا، آسیای میانه و شبه قاره هند از همین خانوادۀ زبانی هستند.
یک قوم از آریایی هایی که به ایران آمدند به نام قوم پارت، در مناطق شمال شرقی ایران، یعنی خراسان و گرگان امروزی، ساکن شدند.دو گروه دیگر که قوم ماد و قوم پارس نامیده میشدند، با گذشتن از آذربایجان، به سوی سرزمینهای جنوب غربی حرکت کردند. مادها شهر هگمتانه یا همدان امروزی را به عنوان پایتخت خود انتخاب کردند. واولین حکومت قدرتمند آریایی ها در ایران به دست مادها پایه گذاری شد.
قبل از مهاجرت آریایی ها، گروههای دیگری هم در فلات ایران زندگی میکردند. اما بعد از مهاجرت، آریاییها کمکم در بخشهای مختلف ساکن شدند. و با مردم بومی همان منطقه روابط تجاری و سیاسی برقرار کردند. و کمکم جزئی از آنها شدند. پس از سالها، آریاییها به تدریج بر بومیان غلبه کردند. و امپراطوریهای بزرگی را ایجاد کردند.
آریایی ها تا مدت ها به زندگی کوچ نشینی و دامداری ادامه دادند. گروهی از آنان که در نواحی کوهستان زندگی می کردند، در تابستان به نواحی مرتفع کوهها و در زمستان به دامنۀ کوهها می رفتند. گروهی دیگر که در دشت ها زندگی می کردند، زمستان را در نواحی مرتفع جنوبی و تابستان را در نواحی شمالی می گذراندند. وضع جغرافیایی ایران به آنان امکان می داد تا همچنان زندگی دامداری را ادامه دهند. اما با گذشت زمان، رفته رفته به اهمیت کشاورزی هم پی بردند. به طوری که کم کم شیوۀ زندگی آنها به ترکیبی از دامداری و کشاورزی تبدیل شد .
پس از مدتی زرتشت در میان ایرانیان پیدا شد. و دینی جدید آورد. زرتشت پیامبر ایران باستان است. و پیروان او را زرتشتی می نامند. کتاب مقدس زرتشتیان اوستا نام دارد.البته دین زرتشتی چندین سال طول کشید تا در میان ایرانیان به رسمیت شناخته شود.
زمانی که آریاییها به داخل ایران سرازیر شدند، به دلیل استفادۀ صحیح و پیشرفته از اسب و ارابه، برتری آنان نسبت به اقوام دیگر نمودار شد. از این روی یکی از علل تسلط آنان بر حکومتهای بومی و محلی در این سرزمین را میبایست فن سوارکاری و چگونگی به کار گیری اسب دانست. آریاییها دارای نظام قبیلهای بودند. و شوراها مرکز تصمیمگیری بود. در نزد آریاییها نظام پدر سالاری برقرار بود. آنان با بیرون کشیدن آب از دل زمین مخترع قنات در جهان شدند.
همان طور که گفتم، آریایی ها به سه دستۀ پارت ها، مادها و پارسها تقسیم شدند. رئیس یکی از قبایل مهم قوم پارس، فردی به نام هخامنش بود. کوروش، بنیانگذار سلسله هخامنشیان از نوادگان هخامنش بود. کوروش توانست آخرین پادشاه مادها را در جنگی شکست بدهد. و حکومت مادها را سرنگون کند. توی اپیزود بعدی دربارۀ حکومتی که کوروش با شکست دادن مادها تونست تشکیل بده حرف می زنم.