Roya
به نام خداوند بی نهایت بخشنده و مهربان
سلام . من رویا هستم . متولد سال 1368 و مجرد . رشته تحصیلی من تو دبیرستان ریاضی فیزیک بود و دیپلم ریاضی گرفتم .
اما از اونجایی که علاقه زیادی به رشته های مهندسی نداشتم تصمیم گرفتم تغییر رشته بدم و کنکور تجربی شرکت کردم و در نهایت هم تونستم شیمی پذیرفته بشم .
دوره کارشناسی رو در رشته شیمی تو دانشگاه علامه گذروندم و رشته شیمی از نگاه من رشته بسیار جذابیه ، به خصوص اینکه من عاشق کارهای آزمایشگاهی هستم و واقعا لذت می برم وقتی که توی آزمایشگاه هستم و دارم کارهای آزمایشگاهی و تحقیقاتی انجام می دم.
بعد از اینکه دوره کارشناسیم تموم شد تصمیم داشتم ادامه تحصیل بدم تو رشته شیمی ، اما مشورت کردم با یه سری از دوستان و اساتید و به این نتیجه رسیدم که متاسفانه رشته شیمی زمینه کاری خیلی مناسبی تو ایران نداره و به خاطر همین من تغییر رشته دادم و برای مقطع ارشد رشته بیوتکنولوژی شرکت کردم و پذیرفته شدم توی دانشگاهی تو شیراز . دوره ارشدم سه سال طول کشید چون پایان نامه ام خیلی سنگین بود ولی این سه سال از بهترین سال های عمر من بود .
خیلی جذاب بود . خیلی درس یاد گرفتم ، تجربه های زیادی دارم از اون زمان ، به خصوص اینکه کارهای تحقیقاتی انجام می دادیم توی دوران ارشد و من اونجا بود که قطعا تصمیم گرفتم که ادامه تحصیل بدم چون لذت می برم از کارهای آزمایشگاهی و تحقیقاتی و به امید خدا تصمیمم هستش که به زودی برای مقطع بالاتر اقدام کنم .
اما بعد از اینکه دوره ارشدم تموم شد یه کار پیدا کردم تو یه شرکت تحقیقاتی و چند سالی مشغول به کار بودم . کار خیلی جذابی بود و درآمد مناسبی هم داشت و من تجربه های خیلی زیادی از اون بدست آوردم .
اما چند ماهی است که استعفا دادم چون تصمیم دارم ادامه تحصیل بدم . در حال حاضر هم تدریس می کنم ، تدریس خصوصی ، هم ریاضی تدریس می کنم و هم به امید خدا تصمیم دارم به زودی انگلیسی تدریس کنم چون یه مدتی هستش که خیلی فشرده زبان انگلیسی می خونم برای اینکه بتونم مدرک بگیرم و گذشته از این هم یک نیاز ضروری هست برای ادامه تحصیل و برای پیدا کردن یک کار مناسب .
از لحاظ هنری علاقه خیلی زیادی به شعر دارم و از بچگی شعر رو دوست داشتم . خاطرم هستش که کلاس پنجم ابتدایی بودم ، پدرم یک کتاب شعر پروین اعتصامی برای من خریده بود و من تمام تایم تابستون رو مشغول خوندن شعر بودم و خیلی از اشعار پروین اعتصامی رو حفظ شده بودم .
بعد از اون هم کتاب اشعار بزرگان دیگه ای بود که می خوندم تا اینکه حدود هشت سال پیش خیلی اتفاقی با کلاس تفسیر معنوی مولانا آشنا شدم از طریق یکی از دوستانم و تو مدتی که کلاس می رفتم متوجه شدم که کمی طبع شعر دارم و تونستم یه تعدادی شعر بنویسم و احساس می کنم وقتی که با شعر و شاعری درگیرم حال روحیم خیلی بهتره و احساس خیلی خوبی دارم و فکر می کنم که شعر خوندن باعث جلای روح من می شه و مسلما اون رو ادامه میدم و در هر فرصت ممکنی که داشته باشم یه کتاب شعر برمیدارم و شروع می کنم به خوندم به خصوص شعرهای حضرت مولانا رو خیلی دوست دارم چون جنبه معنوی داره و بسیار آموزنده و آرام بخشه .
به ورزش علاقه دارم اما هیچ وقت فرصتش پیش نیومده که بتونم خیلی حرفه ای و مداوم یه کاری رو انجام بدم ، یه مدت کوتاهی شنا می کردم ، کلاس شنا می رفتم ولی بعد از اون دیگه شرایطش پیش نیومد که بتونم ادامه بدم . اما به رقص هم خیلی علاقه دارم ، هر از گاهی یه ویدیوی آموزشی تو خونه می زارم و باهاش رقص تمرین می کنم .
در کل من آدم درون گرایی هستم و با تنهایی هیچ مشکلی ندارم ، یعنی لذت می برم وقتی که تنهام و در سکوت می تونم مطالعه کنم ، کتابای مناسب بخونم به خصوص اینکه کتابهای روانشناسی و خودشناسی رو خیلی دوست دارم و سعی می کنم که بهشون عمل کنم .
از اونجایی که آدم درونگرایی هستم دوستای خیلی زیادی ندارم چون خیلی سختگیرم تو انتخاب دوست و اعتقادم این هستش که دوست خیلی سریع روی آدم تاثیر میذاره و به خاطر همین توی انتخاب دوستام خیلی با جدیت عمل می کنم ، از جنبه های مختلف، دوستای خیلی خوبی دارم البته تعدادشون محدوده .
دوستایی هستن که من واقعا می تونم روشون حساب کنم خیلی چیزا می تونم ازشون یاد بگیرم و ازشون راهنمایی بگیرم ، البته مهمونی و دورهمی رو هم دوست دارم و هر از گاهی هم به مهمونی های مختلف میرم اما باورم اینه که زمان آدم خیلی ارزشمند تر از اینه که بخوای تایم زیادی رو صرف مهمونی رفتن و صرفا حرف های روزمره با آدما بکنی و به جای اون می تونی خیلی خیلی کارای مفیدتری انجام بدی و همون طور که گفتم من علاقه زیادی به کتاب خوندن دارم و دوست دارم٫ لذت می برم٫ از اینکه تو زمینه های مختلف اطلاعات داشته باشم و حتی بتونم تو خیلی از جنبه ها به دیگران کمک کنم یا تو خیلی از زمینه ها بهشون آموزش بدم .
من هدف های بزرگی دارم و باور کلیم هم اینه که ما تو این دنیا نیومدیم که خیلی معمولی و عادی زندگی کنیم و یه روزی هم زندگیمون تموم بشه و از این دنیا بریم . می تونیم کارهای بزرگی انجام بدیم .
هر کدوممون در حد ظرفیت و توان خودمون و تصمیم دارم که تحصیلاتم رو ادامه بدم و خیلی دوست دارم که تحصیلات عالیه ام رو توی خارج از کشور ادامه بدم ، برای اینکه بتونم با فرهنگ های مختلف آشنا بشم . بتونم کار خیلی مناسب تری پیدا کنم نسبت به حالا شرایطی که الان دارم و به امید خدا تلاشم رو هم می کنم که بتونم اون راهی رو که خدا برای من تعیین کرده پیدا کنم.