×

We use cookies to help make LingQ better. By visiting the site, you agree to our cookie policy.

image

LingQ Mini Stories - Formal, 55 - خانه جدید

این داستان در مورد سارا و علی میباشد که میخواهند خانه ی جدیدی بخرند.

الف) سارا و علی دوست دارند که خانه ی جدیدی بخرند چونکه فرزندانشان دارند بزرگ تر میشوند. متاسفانه، خریدن خانه دشوار شده است چرا که قیمت خانه ها بیشتر از درآمد مردم است.

برای اینکه قادر به خریدن خانه باشند، آنها چندین سال پول خود را جمع کرده اند.

اگر آنها بخواهند یک خانه ی مجردی بخرند، آنها باید دور تر از شهر زندگی کنند. این به معنای یک پیاده روی طولانی برای هر دوی آنها برای رفتن به سر کارشان میباشد.

آنها به آپارتمان ها نگاه کردند ولی آنها یا خیلی کوچک بودند یا در محله ای بودند که آنها آن را دوست نداشتند.

آنها متوجه شدند که با اینکه هر دوی آنها به سختی کار میکنند و پول بیهوده ای هم خرج نمیکنند اما هنوز آنها نمیتوانند خانه ای را که میخواهند بخرند.

آنها لحظه ای فکر کردند که خانه ای اجاره کنند، اما آنها واقعا احساس میکنند که میخواهند خانه ی خودشان را داشته باشند.

در نهایت آنها تصمیم گرفتند که به شهر کوچک تری بروند. آنها احساس کردند که میتوانند آنجا زندگی ساده تری داشته باشند و از زندگی خانوادگی بهتری لذت ببرند.

این داستان همانند داستان بالا بوده و توسط سارا نقل میشود.

ب) ما خواسته بودیم که خانه ی جدیدی بخریم چونکه فرزندانمان بزرگ تر شده بودند. متاسفانه، خریدن خانه دشوار شده بود چرا که قیمت خانه ها از درآمد مردم بیشتر افزایش یافته بود .

برای اینکه قادر به خریدن خانه باشیم، ما چندین سال پول خود را جمع کرده بودیم.

اگر ما خواسته بودیم که یک خانه ی مجردی بخریم، ما باید دور تر از شهر زندگی میکردیم. این به معنای یک پیاده روی طولانی برای هر دوی ما برای رفتن به سر کارمان بود.

ما به آپارتمان ها نگاه کرده بودیم ولی آنها یا خیلی کوچک بودند یا در محله ای بودند که ما آن را دوست نداشتیم.

ما متوجه شدیم که با اینکه هر دوی ما به سختی کار کردیم و پول بیهوده ای هم خرج نکردیم اما هنوز ما نمیتوانستیم خانه ای را که میخواستیم بخریم.

ما لحظه ای فکر کرده بودیم که خانه ای اجاره کنیم، اما ما واقعا احساس کردیم که میخواستیم خانه ی خودمان را داشته باشیم.

در نهایت ما تصمیم گرفتیم که به شهر کوچک تری برویم. ما احساس کردیم که میتوانستیم آنجا زندگی ساده تری داشته باشیم و از زندگی خانوادگی بهتری لذت ببریم.

این سوالات مربوط به دو داستان بالا میباشند. میتوانید آنها را حل کنید یا فقط به صدای جواب آنها گوش دهید.

سوالات:

الف) 1) سارا و علی دوست دارند که خانه ی جدیدی بخرند چونکه فرزندانشان دارند بزرگ تر میشوند. چرا سارا و علی دوست دارند که خانه ی جدیدی بخرند؟ آنها دوست دارند که خانه ی جدیدی بخرند چونکه فرزندانشان دارند بزرگ تر میشوند.

2) آنها چندین سال پول خود را جمع کرده اند. سارا و علی چه مدت پول خود را جمع کرده اند؟ آنها چندین سال پول خود را جمع کرده اند.

3) اگر آنها بخواهند یک خانه ی مجردی بخرند، آنها باید دور تر از شهر زندگی کنند. اگر آنها بخواهند یک خانه ی مجردی بخرند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آنها باید دور تر از شهر زندگی کنند.

4) آنها به آپارتمان ها نگاه کردند ولی آنها یا خیلی کوچک بودند یا در محله ای بودند که آنها آن را دوست نداشتند. چرا آنها آپارتمان هایی که نگاه کردند را دوست نداشتند؟ آنها آپارتمان هایی که نگاه کردند را دوست نداشتند چونکه آنها یا خیلی کوچک بودند یا در محله ای بودند که آنها آن را دوست نداشتند.

ب) 5) ما خواسته بودیم که خانه ی جدیدی بخریم چونکه فرزندانمان بزرگ تر شده بودند. ما خواسته بودیم چه کاری انجام دهیم؟ شما خواسته بودید که خانه ی جدیدی بخرید چونکه فرزندانتان بزرگ تر شده بودند.

6)ما لحظه ای فکر کرده بودیم که خانه ای اجاره کنیم. ما لحظه ای به چه فکر کرده بودیم؟ شما لحظه ای فکر کرده بودید که خانه ای اجاره کنید.

7) ما واقعا احساس کردیم که میخواهیم خانه ی خودمان را داشته باشیم. ما احساس کردیم که میخواهیم چه چیزی را داشته باشیم؟ شما واقعا احساس کردید که میخواهید خانه ی خودتان را داشته باشید.

8) در نهایت ما تصمیم گرفتیم که به شهر کوچک تری برویم. در نهایت ما چه تصمیمی گرفتیم؟ شما در نهایت تصمیم گرفتید که به شهر کوچک تری بروید.

Learn languages from TV shows, movies, news, articles and more! Try LingQ for FREE