کیمی در یک رستوران است.
او با ساول قرار ملاقات دارد.
کیمی، ساول را نمی شناسد.
اما او دوست دوستش است.
ساول سر وقت می رسد.
او سلام می کند و کیمی نیز سلام می دهد.
ساول می نشیند و کیمی به او نگاه می کند.
او فکر می کند که ساول خوش تیپ است.
کیمی لبخند می زند و ساول به او نگاه می کند.
"تو لبخند زیبایی داری" ساول می گوید.
من در یک رستوران هستم.
من با ساول قرار ملاقات دارم.
من ساول را نمی شناسم.
اما او دوست دوستم است.
او سر وقت می رسد.
او سلام می کند و من نیز سلام می دهم.
او می نشیند و من به او نگاه می کنم.
من فکر می کنم که ساول خوش تیپ است.
من لبخند می زنم و ساول به من نگاه می کند.
"تو لبخند زیبایی داری" ساول می گوید.
پرسش ها:
۱) کیمی در یک رستوران است. آیا کیمی در خانه است؟ خیر، کیمی در خانه نیست، او در رستوران است.
۲) کیمی با ساول قرار ملاقات دارد. آیا کیمی با جورج قرار ملاقات دارد؟ خیر، کیمی با جورج قرار ملاقات ندارد. او با ساول قرار ملاقات دارد.
۳) کیمی، ساول را نمی شناسد اما او دوست دوستش است. آیا کیمی، ساول را می شناسد؟ خیر، کیمی ساول را نمی شناسد اما او دوست دوستش است.
۴) ساول سر وقت به رستوران می آید. آیا ساول سروقت به رستوران می آید؟ بله، ساول سر وقت به رستوران می آید.
۵) ساول به کیمی سلام می کند. آیا ساول سلام می کند؟ بله، ساول به کیمی سلام می کند.
۶) کیمی فکر می کند که ساول خوش تیپ است. آیا کیمی فکر می کند که ساول خوش تیپ است؟ بله، کیمی فکر می کند که ساول خوش تیپ است.
۷) ساول به کیمی نگاه می کند. آیا ساول به کیمی نگاه می کند؟ ساول به کیمی نگاه می کند.
۸) ساول می گوید که کیمی لبخند زیبایی دارد. آیا ساول لبخند کیمی را دوست دارد؟ بله، ساول می گوید که کیمی لبخند زیبایی دارد.