سیاهچاله ها و سفیدچاله ها (2)
اینه که اون تو دقیقا چه خبره!
خب ما میگیم که ماده خیلی خیلی فشرده شده جوری که تمام جرم
سیاهچاله داخل یه نقطهی خیلی خیلی کوچیک متمرکز شده، همون نقطهی تکینگی.
و اینکه اونجا قوانین فیزیک دیگه اعتبار خودشونو از دست میدن.
چون توی این قوانین فیزیکی که ما میشناسیم غیرممکنه که یه نقطهی
بینهایت کوچیک داشته باشیم که چگالیش بینهایته!
پس اگه بخوایم روراست باشیم واقعا نمیدونیم اون تو دقیقا چه خبره.
حدسیات مختلفی در موردش هست که یکیشون
اینه که داخل هر سیاهچاله یه دنیای دیگه وجود داره.
یعنی تکینگی داخل سیاهچاله، بیگبنگ یه دنیای دیگهست.
از این طرف تمام جرم سیاهچاله متمرکز میشه توی یه نقطه،
بعد، از اون طرف، تمام این جرم به صورت یه بیگبنگ باعث ایجاد یه دنیای دیگه میشه.
یعنی دنیاهایی تو دل همدیگه.
پس اگه اینطور باشه دنیای خودمون هم در واقع داخل یه سیاهچالهست
که این سیاهچاله خودش داخل یه دنیای دیگهست. هنوز هیچی دربارهش نمیدونیم.
حالا بریم سراغ یه مفهوم عجیب دیگه: سفیدچاله.
سفیدچاله به صورت خلاصه، دقیقا برعکس سیاهچالهست.
توی سیاهچاله، هر چیزی که از افق رویدادش بهش نزدیکتر میشد دیگه راه برگشت نداشت،
اما توی سفیدچاله، برعکس، هیچ چیزی نمیتونه از افق رویدادش بهش نزدیکتر بشه.
برخلاف سیاهچاله که همه چیزو میبلعه، سفیدچاله یه تابش شدیدی
از خودش منتشر میکنه که به خاطر همین بهش میگن سفیدچاله.
در کل سفیدچاله از همه نظر دقیقا برعکس سیاهچالهست.
وجود سفیدچاله کاملا ممکنه، یعنی حتی توی نظریهی نسبیت هم پیشبینی شده،
اما برخلاف سیاهچاله که توی دنیای واقعی هم شواهد زیادی ازش پیدا کردیم،
از سفیدچاله هیچ اثری تا حالا پیدا نکردیم.
یکی از نظراتی که در مورد سفیدچالهها وجود داره اینه که تمام چیزی که یه سیاهچاله
میبلعه، توی یه نقطهی دیگه از جهان، توسط یه سفیدچاله به بیرون ریخته میشه.
چیزی که این سیاهچاله و سفیدچاله رو به هم مرتبط میکنه، همون کرمچالهس.
کرمچاله هم دقیقا مثل سفیدچاله فقط روی کاغذ امکانپذیره،
یعنی هنوز هیچ شواهدی ازش پیدا نکردیم.
بحث سفر در زمان از طریق کرمچاله هم وجود داره
که خودش موضوع یه ویدیوی جداست که در آینده بیشتر ازش صحبت میکنم.
اما آیا میتونیم امیدوار باشیم که مثل سیاهچالهها که اولش فقط روی
کاغذ امکان پذیر بودن ولی بعدا تونستیم حتی عکس واقعی هم ازشون داشته باشیم،
سفیدچالهها و کرمچالهها هم بعدا توی دنیای واقعی پیدا بشن؟
فعلا هیچی نمیدونیم.
اینشتین حتی در مورد سیاهچالهها هم شک داشت، یعنی فکر میکرد طبیعت به یه نحوی
جلوی فشرده شدن بیش از حد ماده و ایجاد تکینگی رو میگیره
تا قوانین فیزیک نقض نشن، اما الان میدونیم که طبیعت
نهتنها جلوی این کارو نمیگیره، اتفاقا خیلی هم زیاد انجامش میده
جوری که سیاهچالهها یکی از پرتعدادترین اجرام فضاییان!
وجود سیاهچالهها به قدری عجیب و دور از ذهنه
که بیشتر شبیه داستانهای تخیلیه تا دنیای واقعی.
انگار میخواد به ما یادآوری کنه که چقدر کم میدونیم از دنیایی که توشیم.
شاید توی آیندهی نزدیک بتونیم اسرار داخل سیاهچالهها رو کشف کنیم،
شاید بتونیم تشخیص بدیم که آیا واقعا داخل هر سیاهچاله
یه دنیای کاملا متفاوته که قوانین فیزیکی خودشو داره، یا اینکه خیلی ساده
فقط یه سوراخ بیانتهاست که هیچ چیزی جز مرگ و نیستی داخلش نیست.
اگه این ویدیو رو دوس داشتی لطفا یه لایک مهمونم کن،
در آخرم یادت باشه که مثل همیشه بدون هیچ ترسی سوال بپرس!