درس پانزدهم
روژین :چقدر پول می خواهی ؟
سعید : چند بار بهت بگم؟ بهت کمک نخواهم کرد.
روژین :باشه ،الان بهت راستش رو میگم .
سعید :حالا دیگه ؟
روژین :برادر من مقدار زیادی پول بهش رسیده ،از طرف فامیلی که مرده .
سعید :به من چه ربطی داره ؟
روژین :من می خوام مطمئن بشم که اون ازدواج نکرده و رابطه یا پیوندی با این دختر نداره .
سعید :چرا این موضوع برای تو مهمه ؟
روژین : چون نمی خوام هیچ پولی به این دختر برسه و بنابراین به کمک شما احتیاج دارم.
سعید : حتی اگر آنها با هم باشن، فکر نمی کنم که اون دختر در اون پول با برادرت سهیم باشه.
روژین : تو چی می دونی در باره چیزی که میگی؟ تو قطعاً وکیل نیستی!