×

Używamy ciasteczek, aby ulepszyć LingQ. Odwiedzając stronę wyrażasz zgodę na nasze polityka Cookie.

image

B Plus Podcast, Focus 4

Focus 4

یه خرده زیاد حرف زدیم دربارۀ تمرکز در سازمان ها و این ها. برگردیم روی تمرکز فردی. توجه و تمرکز همون طوری که اول اپیزود هم گفتیم، از اون چیزای خدادادی نیست که باهاش به دنیا بیایم. از اون ماهیچه هاییه که باید ورزش کنه قوی بشه. یک راه تمرین و تقویتش هم اینه که حواسمون باشه که کی داره حواسمون پرت می شه. درجا همون موقع برش گردونیم تو ریل. بعضی از انواع مراقبه و meditation هم هست که کارکردشون اصلاً همینه. می گن تمرین کنین فقط مثلاً روی یک چیز تمرکز کنید. مثلاً روی نفس کشیدن. هر وقت هم که حواس پرت شد، دوباره برش گردونین. مثل وزنه زدن، این جا هم هرچی بیشتر تکرار کنی تمرین رو، ماهیچه هات قوی تر می شن. این جوری یاد می گیری که چطوری تمرکزت رو از روی یه چیز برداری. کاملاً ارادی بذاری رو یه چیز دیگه. این طوری خودآگاه می شی نسبت به توجه و تمرکزت. خود نویسنده روش های جالبی هم پیشنهاد می کنه برای این کار. توی این کتاب خیلی نیست. ولی توی مصاحبه های بعدش، توی سخنرانی هاش هست. می تونید ببینید. که می گه آقا مثلاً notification ها رو باید ببندی اگه می خوای کار کنی، تمرکز کنی. می تونی شما بازه های زمانی بیست و پنج دقیقه، بیست و پنج دقیقه بذاری. که اینا توی اون بازه ها نه ایمیل چک کنی، نه دست به موبایل بزنی، نه هیچی. و بدونی که با تمرکز صد درصد روی یه چیزی کار می کنی. این طوری کم کم اون اعتیادت به اون دوپامینی که ترشح می شه هر بار notification می بینی، و کیف می کنی، بعداً اصلاً دنبالش می ری، خمارش می شی، اینو کم کم می تونی تحت کنترل بگیری. چون اینا توی کتاب خیلی نیست، من توی این پادکست بهش نمی پردازم. امیدوارم که جای دیگری بتونیم یه مقدار اینا رو توضیح بدیم. و مرتب کنیم. و معرفی کنیم. ولی بگردید دنبال اسم نویسنده و سخنرانی هاش رو ببینین، حتماً این پیشنهادها و توصیه ها و دستورات چی می گن بهبود دهندۀ زندگی رو می تونید پیدا کنید. من خودم خیلی استفاده کردم. و تأثیر گذاشته واقعاً روی روش کار کردن من و روی مرتب شدن ذهن من حداقل. خیلی تأثیر گذاشته. بعد تمرکز رو وقتی تمرین کنی این طوری ببری بالا، دفعۀ بعد که مثلاً داری یه کاری می کنی، بعد وسطش می ری توئیتر یا وسطش می ری تلگرام، بعد غرق می شی اون تو، این رو تو ذهنت داشته باش که آقا من تمرکزم از دست رفت. یه کاری رو باطل کردم. رفتم. با اراده وقتی اینو بتونی کنترل کنی برگردونی، این بعدها کمکت می کنه. مثلاً مثلاً کجا بگم، یه جایی وسط تست زدن دیدی یهو آدم قفل می کنه، می گه آقا من نمی تونم. این کار کار من نیست. به خاطر اینه که تمرکزت رو از دست دادی. اگر آگاه باشی و اگه تمرین کرده باشی، تونسته باشی که ارادی تمرکزت رو از چیزهایی برداری، بندازی رو چیزهای دیگه، می تونی از پس این لحظه های تسلیم شدن در تست ها خیلی راحت تر بربیای. مراقبه یه چیزیه که نویسنده خیلی تبلیغش رو می کنه. و می گه کمک می کنه به بهبود کنترلمون روی تمرکزمون. هم meditation هم mindfulness. این هم باز دوباره هم توی کتاب خیلی بهش نپرداخته، هم توی blink ش خیلی مطلب رو باز نکرده. ولی من توی سخنرانی ها و مصاحبه های بعدی نویسنده زیاد دیدم. که دربارۀ این توضیح می ده که چقدر خوبه که مثلاً session های mindfulness داشته باشی اول روز کاری. که حواست خیلی جمع تر بشه به کاری که داری می کنی. و روشی که داری از وقتت استفاده می کنی. یه چیز دیگه ای که ازش زیاد حرف می زنه تو کتاب، افکار شاد و

خوشحال داشتنه. وقتی خوشحالیم و مثبتیم، حتی سخت ترین کارها هم راحت تر و قابل انجام تر به نظر میان. این رو من مطمئنم که تجربه های شخصی شما هم تأیید می کنه. که آدمایی که شاد و خوشحالن، بعضی وقت ها می بینی کاری که واقعاً کار شدنی ای نیست، اینا خیلی خوشبینانه تر، بعضی وقت ها فکر می کنی ساده لوحانه، فکر می کنن که این کار شدنیه. من شخصاً عمیقاً فکر می کنم که این حرف حرف درستیه. افکار منفی آدم رو کم توان می کنن. یک دلیلش اینه که افکار مثبت انگیزۀ ما رو زیاد می کنن. وقتی تو یک شرایط فکری مثبت هستیم، سمت چپ قسمت جلویی مغز، cortex پیش پیشانی، چیزی که بهش می گن، خیلی فعال می شه. این همون بخش مغزه که reward circuitry توشه. و خیلی دوپامین داره توش. یعنی همین جوری که داریم کار می کنیم هی یادمون می ندازه که اینو که تموم کنی چه جایزه ای در انتظارته. این چیزیه که به ما انگیزه می ده که بیشتر تلاش کنیم. انگیزه می ده که تمرکزمون رو حفظ کنیم. همون امید اون جایزه هه. یه کار دیگری که این مثبت اندیشی با ما می کنه، اینه که باعث می شه گشاده تر باشیم. به تجربه ها، به آدم های جدید پذیراتر باشیم. مثلاً مهاجرت کردن پدیدۀ سختیه. پدیدۀ استرس آوریه. ولی آدم مثبت به جنبه های مثبتش و به فرصت هایی که پدید میاره فکر می کنه. برای همین با مشکلاتش راحت تر مواجه می شه. توی برنامه ریزی زندگی هم این خودش رو نشون می ده. اگه روی چیزی که واقعاً ازش لذت می بری تمرکز کنی، روی مهارت هایی که واقعاً دوست داری یاد بگیری، چیزی که دوست داری واقعاً دوست داری بشی، آدم خوشبین تری می شی. اینو من واقعاً حدس می زنم اگه دور و ورتونم نگاه کنید، ببینید که کیا خوشبین ترن، کیا مثلاً بدبین ترن، درمیارین که این الگو الگوی درستیه. آدمی که داره کاری رو می کنه که دوست داره، معمولاً خوشبین تره. اما اگه روی شکست، روی ناکامی، روی سختی، روی رقابت هایی که می خوای تجربه کنی، احتمال شکست، رو اینا تمرکز کنی انقدر می ترسی، انقدر بی انگیزه می شی که احتمالاً حتی اولین قدم رو هم برنخواهی داشت. خلاصۀ حرف نویسنده چیه تو این کتاب؟ باز اینم از اون کتاب هاییه که این کاری که ما کردیم، این اپیزود پادکست بی پلاس، فقط ما نوک زدیم به یه تیکه از اینجاش، یه تیکه از اونجاش، امید اینه که تشویق شده باشین شما به اینکه برید خود کتاب رو بخونید. حرف اساسیش چیه؟ می گه آقا ما سه جور تمرکز داریم. سه جور توجه داریم. درونی. بیرونی. و توجه به دیگران. بعد میاد دربارۀ اهمیت هر کدوم این ها توضیح می ده. بعد می گه که تمرکز داشتن کارایی ما رو می بره بالا. و توانایی مون رو برای موفق شدن زیاد می کنه. توجه ما به خودمون، توجه ما به دیگران و توجه ما به محیط، به context مثل طبیعت، کلیدیه که هم آینده مون رو بهتر می کنه، و هم همین زندگی الانمون رو. و همین طور که دیدیم، به جز در سطح فردی، در سطح سازمانی هم این مهمه. چون leader سازمان به جز اینکه باید حواسش به خیلی چیزها باشه، باید بتونه تمرکز بقیه رو هم هدایت کنه به اون جایی که باید بهش توجه کنن. توصیه های نویسنده، توصیه های خوبیه. برای خود من خیلی از حرف هاش راهگشا بودن. خیلی از دستورالعمل هاش رو آوردم توی زندگیم. دارم اجرا می کنم. می گه مثل ورزش، اینجا هم همون قدر که ورزش مهمه، استراحت هم مهمه. باید به حواسمون استراحت بدیم. باید بذاریم گاهی به هیچی متمرکز

نباشیم. بچرخه ذهنمون یه مدتی بتونه گشت و گذار کنه واسه خودش. چیزهای خوب از همین گشت و گذارها ممکنه دربیان. این رو هم من شخصاً بهش رسیدم. و اعتقاد پیدا کردم. و بارها در عمل هم اثرش رو دیدم. فکر می کنم اینکه مثلاً می گن برین بدویین. برین پیاده روی های طولانی کنین. برین اسکی کنین. کله تون رو خالی کنین. این هم فکر می کنم که دلیلش همینه. که توجه به چیزی نداشته باشین. خیال بتونه واسه خودش بره کارهای جالب بکنه.

Learn languages from TV shows, movies, news, articles and more! Try LingQ for FREE