درس بیست و ششم
روژین :دلیل دیگه ای هم دارد که میخواهی از اینجا بره ؟
سوسن :بله .من یه دوست پسر جدید دارم که خوشش نمیاد مسعود اینجا با من زندگی کنه .
روژین :خوبه ،حق با دوست پسر جدید توئه .
سوسن :چرا درست میگه ؟چرا این قضییه برای تو مهمه ؟
روژین :بیخیال .این راز منه .به هر حال خیلی ممنون که گذاشتی ملاقاتت کنم و ممنون از کمکت .
سوسن : مطمئن نیستم الان چی باید بگم. تو خیلی دل و جرأت داری. ولی من همیشه خوشحالم که مردم رو با LingQ آشنا کنم و راجع به LingQ به اون ها بگم.
روژین :خیر ،کمک تو راجع به این موضوع نبود .راجع به یه قضیه ای در مورد مسعود به من کمک کردی .ولی مهم نیست ،بیخیال .
سوسن :ولی تو واقعاً باید یه زبان دیگه یاد بگیری . فکر کنم موفق بشی .تو خیلی با اراده ای و راحت خجالت زده نمیشی .
روژین :راستش من همیشه می خواستم سفر کنم و با مردم کشورهای دیگه آشنا بشم .شاید حق با تو باشه .
سوسن : داخل LingQ باور دارن که هر کسی می تونه چند تا زبان صحبت کنه و باور دارن که راه های آسونی هم برای یادگرفتن زبان وجود داره. مردم فقط باید شیوه یادگیری در مدرسه رو کنار بگذارن و به صورت طبیعی تری زبان رو یاد بگیرن.
روژین :تو واقعاً مصر هستی روی LingQ ؟
سوسن :تو هم امتحانش کن تا بفهمی که چرا من اینو میگم .از یادگیری لذت می بری و وقتی که از یادگیری لذت می بری بهتر یاد می گیری .در برابر یادگیری زبان مقاومت نمی کنی و مثل من به این نتیجه می رسی که یادگیری زبان هیجان انگیز و پر فایده است .