Khayyam
خیام شاعر پرآوازۀ ایرانی است که در قرن یازدهم و دوازدهم میلادی در دوران سلجوقی زندگی می کرد.
او در دوران زندگیاش بهعنوان ریاضیدان، فیلسوف و ستاره شناس شناخته می شد. در آن زمان، از رباعیاتی که امروزه مایهٔ شهرت و افتخار او هستند بیخبر بودند. در چند قرن اخیر، این رباعیات بسیار مورد توجه قرار گرفته، و به زبانهای بسیاری ترجمه شدهاند. طبق یک نسخۀ معتبر، حدود صد و هشتاد رباعی یعنی سیصد و شصت بیت از خیام به جای مانده است.
خیام در نیشابور، شمال شرقی ایران، به دنیا آمد. دوران زندگی خیام همزمان با اتفاقات تاریخی مهمی مثل سقوط دولت آل بویه، قیام دولت سلجوقی و جنگهای صلیبی بود. در زمان خیام، فرقههای گوناگون سنی و شیعه درگیر بحث و مجادله بودند. فیلسوفان توسط قشرهای مختلف به کفر متهم میشدند. تعصب، بر فضای جامعه چنگ انداخته بود. و کسی جرئت ابراز دیدگاهٔ خود را نداشت. به همین دلیل اشعار خیام در زمان زندگی خودش مخفی ماند.
رباعی، نوع خاصی از شعر است که ایرانیان اختراع کردهاند. و دو بیت دارد، یعنی چهار مصراع. مصراع اول و دوم و چهارمش بر وزن یک قافیه است. و در مصراع سوم، شاعر آزاد است که همان قافیه را بیاورد یا نیاورد.
خیام در شعر، زبانش طبیعی و ساده و بیآلایش است. او نکتهبینیهای فلسفی خود را در قالب شعر بیان کرده است. فارسی شناسان بر این باورند که خیام در اشعارش بیاعتباری دنیا و ناپایداری هستی موقت انسان را در زندگی اش به تصویر میکشد.
اندیشههای خیام که بر غنیمت شمردن زندگی استوار است، و دربردارندۀ مفاهیمی مثل احترام به طبیعت و دوری جستن از خودپسندی است، در شعر شاعران و نویسندگان پس از او به صورت برجسته دیده می شود. رباعیات خیام در آثاری مانند مائده های زمینیِ آندره ژید تاثیر گذاشته است.
رباعیات خیام فقط شعر نیست، بلکه دربردارندۀ بینش، فلسفه، تفکر و اندیشۀ اوست. خیام بزرگترین شاعری است که از فرهنگ فردوسی سرچشمه گرفته است. او دربارۀ خردورزی، مبارزه با خرافات، نادانی، و ناپایداری دنیا نوشته است. همچنین، یکی از مهمترین درسهایی که از خیام میآموزیم، درسِ کمگویی و گزیدهگویی است.
ویژگی جالبی که در شعر خیام نمایان است دقت او در استفاده از لغات فارسی است. او در اشعارش یا کاملاً فارسیگو بوده، یا مانند فردوسی تا حد امکان از کلمات رایج عربی در فارسی استفاده نکرده است. این کار خیام و فردوسی را از دیگر شاعران ایرانی مجزا میکند.
ویژگی اصلی اندیشههای خیام پرسشگری است. او بر روی نقاط اصلی زندگی بشر دست گذاشته، و هستهٔ اصلی و بنیادین رباعیاتش طرح همین پرسشهاست. او با آنکه زندگی خود را وقف اندیشه و دانشورزی کرده، سرانجام به این باور رسیده که چیزی از راز زندگی نمیداند.
بخش زیادی از رباعیات خیام دعوت انسانها به بیاعتنایی به مشکلات و لذت بردن از زندگی و عیش و شادی است. او به مِی و میگساری توجه بسیاری نشان داده. مِی در ادبیات فارسی علاوه بر معنای شراب، معانی استعاری و مجازی نیز دارد. که برای زیباسازی زبان شعر استفاده می شود.
با توجه به یکی از رباعیات خیام دربارهٔ چرخش جهان و سیارات، و سرگردان بودن آدمی در این میان، بسیاری از محققان ادبی و علمی معتقدند که خیام سال ها قبل از دانشمندان مشهوری همچون گالیله و کوپرنیک، میدانسته که سیارات درحال گردش به دور خورشید هستند.
در زمان سلجوقیان، خیام در شهر اصفهان در رصدخانه ای که به دستور شاه ساخته شده بود، به تحقیقات نجومی پرداخت. از جمله کارهای مهم خیام اصلاح تقویم رایج آن زمان و تنظیم تقویم جلالی بود، که در حال حاضر در ایران و افغانستان از آن استفاده می شود .این تقویم به گفتۀ محققان دقیق ترین گاهشمار در جهان است، و هر ده هزارسال یک ثانیه خطا دارد.
خیام در ریاضیات، نجوم، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجهٔ سوم و مطالعاتش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده است. او به عنوان موسیقی دان هم شناخته می شود. و به واکاوی ریاضی موسیقی نیز پرداخته است.
اشعار و اندیشۀ خیام نقش پررنگی در فرهنگ و زندگی مردم ایران دارد. خیامخوانی سبک خاصی از آواز خواندن است که در آن رباعیات خیام را با ساز و آواز می خوانند.