×

Wir verwenden Cookies, um LingQ zu verbessern. Mit dem Besuch der Seite erklärst du dich einverstanden mit unseren Cookie-Richtlinien.

LingQ Mini Stories - Formal, 60 - امروز باران می آید – Text to read

LingQ Mini Stories - Formal, 60 - امروز باران می آید

Anfänger 2 Persisch lesson to practice reading

Beginne jetzt mit dieser Lektion

این داستان از زبان شهرزاد نقل میشود که فکر میکند امروز باران بیاید.

الف)من فکر می کنم امروز ممکن است باران ببارد، چونکه در آسمان ابرهای تاریک وجود دارد. حتی اگر باران نیاید، بهتر است که چترم را با خودم بردارم، از آنجایی که روز گذشته، من خیس شدم.

گاهی اوقات من تصمیم می گیرم که چتر برندارم.گاهی اوقات من فراموش میکنم که یکی بردارم.

من اغلب، هر وقت که باید همراه خودم چتر بردارم تردید میکنم.این بدین خاطر است که من می دانم که اغلب وقتی که همراه خود چتر برمیدارم،آن را در جایی فراموش میکنم.

به هر حال، به نظر می رسد که هر زمان که من چتر به همراه خودم ندارم، باران می آید و من خیس می شوم.

دیروز، به عنوان مثال، من فکر کردم که باران نمی آید، هرچند که پیش بینی آب و هوا هم گفته بود که شانس بارندگی بیست درصد بود.

من خانه را بدون چتر ترک کردم در حالی که امیدوار بودم هوا خوب باشد. اما همانطور که میدانید ، باران آمد و خیس شدم.

من فقط می خواهم بیشتر مراقب باشم. من نیاز دارم در مورد نحوه ی چتر دست گرفتن بیشتر مراقب باشم و مراقب باشم که یادم بماند آن را به خانه بازگردانم.

زندگی پر از تصمیمات دشوار است.

این داستان همانند داستان بالا بوده و در مورد شهرزاد میباشد.

ب)شهرزاد فکر کرد که دوشنبه ی هفته ی قبل ممکن بود باران ببارد، چونکه در آسمان ابرهای تاریک وجود داشت. حتی اگر باران نیامد، او فکر کرد که بهتر است که چترش را به همراه خودش بردارد، از آنجایی که او روز قبلخیس شده بود.

گاهی اوقات او تصمیم می گرفت که چتر برندارد.گاهی اوقات او فراموش میکرد که یکی بردارد.

او اغلب، هر وقت که باید همراه خود چتر برمیداشت تردید میکرد. این بدین خاطر بود که او می دانست که اغلب وقتی که همراه خود چتر برمیداشت، آن را در جایی فراموش میکرد.

به هر حال، به نظر شهرزاد میرسید که او هر زمان که چتر به همراه خودش نداشت، باران می آمد و او خیس می شد.

روز دیگری، به عنوان مثال، او فکر کرده بود که باران نمی آید، هرچند که پیش بینی آب و هوا هم گفته بود که شانس بارندگی بیست درصد بود.

او خانه را بدون چتر ترک کرده بود در حالی که امیدوار بود هوا خوب باشد. اما همانطور که میدانید ، باران آمده بود و او خیس شده بود.

او با خودش فکر کرد که او فقط باید بیشتر مراقب باشد.

او نیاز داشت که در مورد نحوه ی چتر دست گرفتن بیشتر مراقب باشد و مراقب باشد که یادش بماند آن را به خانه بازگرداند.

زندگی پر از تصمیمات دشوار است.

این سوالات مربوط به دو داستان بالا میباشند. میتوانید آنها را حل کنید یا فقط به صدای جواب آنها گوش دهید.

سوالات:

الف)1) من فکر می کنم امروز ممکن است باران ببارد، چونکه در آسمان ابرهای تاریک وجود دارد. چرا من فکر می کنم امروز ممکن است باران ببارد؟ تو فکر می کنی امروز ممکن است باران ببارد، چونکه در آسمان ابرهای تاریک وجود دارد.

2) بهتر بود که چترم را با خودم برمیداشتم، از آنجایی که روز گذشته، من خیس شده بودم. چرا بهتر بود که چترم را با خودم برمیداشتم؟ تو باید چترت را برداری، از آنجایی که روز گذشته،تو خیس شده بودی.

3)من اغلب، هر وقت که باید همراه خودم چتر بردارم تردید میکنم. آیا من همیشه مطمئن هستم که با خودم چتر بردارم؟ نه، من اغلب، هر وقت که باید همراه خودم چتر بردارم تردید میکنم.

4) این بدین خاطر است که من می دانم که اغلب وقتی که همراه خود چتر برمیدارم، آن را در جایی فراموش میکنم. من اغلب با چتر خودم چه کار میکنم؟ تو اغلب وقتی که همراه خود چتر برمیداری، آن را در جایی فراموش میکنی.

ب)5) به هر حال، به نظر شهرزاد میرسید که او هر زمان که چتر به همراه خودش نداشت، باران می آمد و او خیس می شد. چه اتفاقی برای شهرزاد می افتاد هر بار که چتر به همراه خودش نداشت؟ باران می آمد و او خیس می شد.

6)روز دیگری، به عنوان مثال، او فکر کرده بود که باران نمی آید، هرچند که پیش بینی آب و هوا هم گفته بود که شانس بارندگی بیست درصد بود. پیش بینی آب و هوا گفته بود که شانس بارندگی چند درصد بود؟ روز دیگری، به عنوان مثال، او فکر کرده بود که باران نمی آید، هرچند که پیش بینی آب و هوا هم گفته بود که شانس بارندگی بیست درصد بود.

7) او با خودش فکر کرد که او فقط باید بیشتر مراقب باشد. شهرزاد باید چگونه میبود؟ او با خودش فکر کرد که او فقط باید بیشتر مراقب باشد.

8) او نیاز داشت که در مورد نحوه ی چتر دست گرفتن بیشتر مراقب باشد. شهرزاد نیاز داشت که در چه مورد بیشتر مراقب باشد؟ او نیاز داشت که در مورد نحوه ی چتر دست گرفتن بیشتر مراقب باشد.

Learn languages from TV shows, movies, news, articles and more! Try LingQ for FREE