LingQ kütüphanesinden örnekler
- چی آمد. به سر عشق چی اومد. روح آدم
- هیچ وقت نمیای روی عشق سرمایه گذاری کنی، روی
- این بود که آقا عشق و محبت و می
- بودن و ماندن بدون عشق دلگیرم، صدایم کن به
- آوازی، که من بی عشق می میرم. اگر خوابم
- دور، دورهای سخت، آی عشق، آی عشق، چهره ی
- بر جانم ولی زخم عشق آورده تا کویت مرا
- مشتاقتر در طریق عشقبازان مشکلِ آسان کجا
- و نقص بودن و عشقشون کاملا مقدس بود
- جامعه و مقدس بودن عشق رو زیر سوال می
- خوشبختی کنید اگه به عشقهای اساطیری که سرشاراز
İlgili Deyimler
- عشق آباد
- عشق اباد
- از عشق هر چیزی که میشناسمو از من گرفتی
- عشق هر چیزی که میشناسمو از من گرفتی تو
- عشق مثل تو قصه ها نیست حتی شبیه افسانه ها نیست
- عشق همون چشمای خسته است همون دستای سرد و پینه بسته است
- عشق دلیه که برات نگرونه همون نگاهه که شاید یادت نمونه
- عشق کتاب خوندن وقت غروب
- عشق اون هدیه است که دوست نداشتم عشق همون بود که براش هیچ وقتی نذاشتم
- عشق دلی که برات نگرونه همون نگاهی که شاید یادت نمونه

