LingQ kütüphanesinden örnekler
- اِاِاِ لپت اینطوری شده، لبت مثلا ضخیم
- شده، چشمات اینطوری شده، این یعنی تو
- سال ۷۲ کارت عروسیم اینطوری بود. بعد من فکر
- سراغ برش زدن کیکمون! اینطوری اره و کیک رو
- م رو میریزم و اینطوری میبندمش با کاردک یکم
- به سر قیف رسید اینطوری قیف رو نگه میدارم
- یکم دیگه هم میزنم اینطوری که شد خوبه حواستون
- کناره های ظرف رو اینطوری با لیسک تمیز میکنم
- که آرد بهش نمونه! اینطوری یکم با لیسک مواد
- CHEESE RECIPES موسیقی تیتراژ اینطوری باید کش بیاد پنیر
- لعاب داره خب وقتی اینطوری آبش به خوردش رفت
İlgili Deyimler
- شاید اینطوری به نظر نیاد
- اینطوری به نظر نیاد
- بعضیاشون هم اینطوری نیستن
- اینطوری از طبیعت تشکر میکنیم
- من می خواستم به این زن اینطوری حرف بزنم
- یکی یک دانه ام اینطوری از آب در
- یکی یک دانه ام اینطوری از آب در بیاید
- شاید اینطوری به نظر نیاد ولی من
- اینطوری از آب در بیاید
- یا حتی اینطوری زیاد
