Examples from the LingQ library
- ولی کنار کارم کمی گردش هم کردم، میدونی روژین
- بکنند. * امسال تابستان برای گردش به همان ده رفته
- بعد ، بهتر نیست برویم گردش؟» ماهی کوچولو گفت:« نه
- من دیگر نمی توانم گردش کنم. باید از اینجا
- بگذار کنار، پاشو برویم گردش. حالا موقع گردش است
- مشتری و در نتیجه گردش پول به علت کرونا
- دانسته که سیارات درحال گردش به دور خورشید هستند
- واصل گشتن سهم من گردش حزن آلودی در باغ
- توی بارون میان برای گردش بریم این یکی رو
- استوا قرار دارد سرعت گردش ماهواره روی این مدار
- با سرعت گردش زمین یکیه به همین
