Examples from the LingQ library
- فهمیده بود که اینا ول کن اینجا نیستن. حاضر
- تو کار اینا بابا ول کن ولی با این
- تحریم و گرونی رو ول کردن چسبیدن به جفتیابی
- باشن. من گفتم بابا ول کن این چیزارو. تمام
- گفت شام نداریم گفتم ول کن بابا. باز امشب
- تو اتیوپی. دنیای مسلمونُ ول میکنیم و وارد دنیای
- میشیم. دنیای خشک رو ول کردیم و دنبال دنیای
- این که نور رو ول بدیم طرف شکاف ها
- آروم و شل و ول حرکت کنه دختر می
- خواننده ای بنام راک ول همیشه احساس میکرد ، افرادی
- تماشا میکنن مطمئنا راک ول امروز ، بعد از گذشت

