Examples from the LingQ library
- به موقع اومدی ، بفرما نوش جونت. خب حالا تو
- مرسی . روژین : خواهش میکنم. نوش جان. هر وقت آماده
- از آن استفاده کنید. نوش جان
- کناری نشست و چای نوش جان کرد. دیزی را
- گوشت کوبیدۀ خود را نوش جان کنید. معمولاً دیزی
- عمرتان را تهیه و نوش جان کنید. مواد لازم
- عمرتان را تهیه و نوش جان کنید. آیا پختن
- عمرتان را تهیه و نوش جان کنید. شش (6
- آماده رو چیکار بکنه نوش جون میکنه یعنی میتونستین
- تونن گوجه سبز بخورن، نوش جونشون و چه
- کُره ای روهم نوش جان کنین خب من

