Examples from the LingQ library
- دوست ندارد. امیلی خیلی قوی نیست. آنها همچنین بسیار
- دوست ندارم. امیلی خیلی قوی نیست. ما همچنین بسیار
- بزند اما او خیلی قوی نیست. آیا امیلی نیز
- توانت تمرکز کنی که قوی بشه و بشه اون
- بدی، مدام وزنه بزنی قوی تر می شه می
- کنی. نکنیش مسئلۀ ارادۀ قوی و مقاومت سخت و
- و این جنبش دادخواهی قوی و قوی قویتر بشه
- شه چقدر شخصیتپردازی قویای داشت اصن من
- میگم شخصیتپردازی قویای داشت منظورم اینکه
- داشتن خیلی شخصیت پردازی قویای نداشتن یه جورایی
- همون جاذبه، الکترومغناطیس، هستهای قوی، هستهای ضعیف نیروی گرانش
Related Phrases
- امیلی خیلی قوی نیست
- عضلاتی قوی
- واحد پولی قوی
- یک واحد پولی قوی
- محتوای قوی ندارند
- مادرم زنی قوی بود که ما را در آغوش پر از محبتش قرار داده بود
- احتمال قوی
- پیمان و دوستی بین ما از همیشه قوی تر
- از همیشه قوی تر است
- ظرفیت ها و توان مدیای قوی

