Examples from the LingQ library
- من مدرک بگیرم، من قادر به یافتن شغل خوبی
- تو مدرک بگیری، تو قادر به یافتن شغل خوبی
- با این حال او قادر نبوده است که چیزی
- با این حال آنها قادر نبوده اند که چیزی
- مردم است. برای اینکه قادر به خریدن خانه باشند
- یافته بود . برای اینکه قادر به خریدن خانه باشیم
- کنار الان آقای عبدالمهدی قادر هست عراق رو به
- را بترساند و دیگر قادر به حرف زدن نباشد
- شرایط آوارگی اند. و قادر به بازگشت به خانۀ
- شده است و دیگر قادر به فیلم سازی نیست
- احساس می کند دیگر قادر به ساختن فیلم نیست
