Examples from the LingQ library
- می رود. او یک سبد و یک چرخ دستی
- می روم. من یک سبد و یک چرخ دستی
- های خود را در سبد تحریم قرار دارد و
- بچه ش میذاردش توی سبد و میندازدش توی آب
- اون ها رو روی سبد میذارم که بطور یکنواخت
- هارو یک ساعت روی سبد گذاشتم اون هارو توی
- شد اون هارو داخل سبد میریزم و با آب
- یک روز من یک سبد حصیری بزرگ جلوی نور
- وقتی که پرسیدم این سبد برای چیست، تنها جوآبی
- این بود که، “این سبد جادویی من است.” در

