Examples from the LingQ library
- هایی که یه کیسه زباله است در حقیقت بهت
- هست اما باعث تولید زباله های هسته ای میشه
- که دیگه حاصل اون زباله های اتمی تولید نمیکنه
- گیرن. یه مرکز دفن زباله هم وجود داره که
- روز به کار دفن زباله مشغولن. تمام این وظایف
- که با کلماتی مثل زباله همراهن بیشتر شبیه نظر
- زندگی معمولی برای کودک زباله گرد و آرزوهاش برای
- داشت به درون سطل زباله نگاه میکرد، یک کتاب
Related Phrases
- سطل زباله
- زباله ی دودزده
- کیسه زباله
- زباله گرد
- کودک زباله گرد
- کودک زباله
- برای کودک زباله
- برای کودک زباله گرد
- برای کودک زباله گرد و آرزوهاش
- waste residue پسمانده زباله آشغال پَسماند

