Examples from the LingQ library
- میشد تا برود هوا ابری میشد. بعد او آرزو
- تا بروم، هوا هم ابری شده است. بعد من
- نه) گاهی اوقات، هوا ابری شده است. آیا هوا
- روز کاهش دهند من ابری سی دی از سوی
- پیراهن تو دوست دارم ابریام هوای شبنم دارم
- سمنو میپزن و دمپایی ابری و کفش کتونی... خداییش
- و حتی توی روزای ابری و طوفانی اجرا می
- هوای اون منطقه کاملا ابری بود اتفاقا من خیلی
Related Phrases
- ابری شده
- هوا ابری میشد
- ابری شده است
- هوا ابری شده است
- در هوای ابری و گرفته
- هوا هم ابری شده است
- ابری میشد
- نیمه ابری
- ابری cloudy
- نه گاهی اوقات هوا ابری شده است

