Beispiele von der LingQ Bibliothek
- و یه اتاق نشیمن کوچیک داره. طبقه ی اول
- جای اون یه بالکن کوچیک خوشگل داره. اون ها
- کمد، دو تا فرش کوچیک و یه کتابخونه ی
- که به پیروزی های کوچیک تیمش بها می ده
- چقدر نوزاد می تونه کوچیک باشه. انگشت های دست
- و پاش خیلی کوچیک بودن، و وقتی پیش
- زمانی توی گذشته خیلی کوچیکتر و منقبضتر
- نقطهی خیلی خیلی کوچیک بوده. به این مرحله
- این نقطهی خیلی کوچیک اعتقاد ندارن. چون با
- من از یک حبه کوچیک سیر استفاده میکنم شما
- یه حبه خیلی خیلی کوچیک سیر استفاده میکنم چون
Verwandte Ausdrücke
- کوچیک که بودیم
- کوچیک تره
- خواهرم از من کوچیک تره نه
- خواهرت از تو کوچیک تر نیست
- اتاق نشیمن کوچیک
- پسر کوچیک من
- خواهرم از من کوچیک تره
- بالکن کوچیک خوشگل داره
- فرش کوچیک
- نه خواهرت از تو کوچیک تر نیست

