Beispiele von der LingQ Bibliothek
- شده است همسر و عروس رسمی حواست نیست همراه
- که آنا درست کرده، عروس آقای هانس که همکارش
- ده [10] پسر و عروس نویسنده همونایی هستن که
- نوشتن. آیا پسر و عروس نویسنده همونایی هستن که
- نوشتن؟ بله، پسر و عروس نویسنده همونایی هستن که
- می بینیم. لباس مخصوص عروس و دوماد می پوشیم
- ستارهی دریایی، یا عروس دریایی. بعضیاشونم تقارن دوطرفه
- سفید به عنوان لباس عروس استفاده کنه، یه لباس
- ماموران امنیتی مواجه شدند عروس ما رو بردن جنازش
Verwandte Ausdrücke
- عروس را بر مادرشوهرش برانگیزانم
- ببين ماشين عروس آنجا در بين ماشينها است
- عروس های دریایی
- عروس های
- عروس bride
- گل عروس
- یک وری از میان دختر عروس مانند
- در عروس کم سنش فروکند
- عکس های عروس ها سر جایش میخکوب می شد
- جهیزیه عروس

