Beispiele von der LingQ Bibliothek
- گفته بود که شانس بارندگی بیست درصد بود. من
- گفته بود که شانس بارندگی بیست درصد بود. او
- گفته بود که شانس بارندگی بیست درصد بود. پیش
- عارضه تنفسی ناشی از بارندگی و مراکز درمانی زیرمجموعه
- ابریه و قراره که بارندگی هم داشته باشیم که
- بکنیم و به خاطر بارندگی مشکلی به وجود نیاد
- و سیستان و بلوچستان بارندگیها در جاسک، میناب
- بحرانی از جهت کمبود بارندگی اعلام و منجر به
- همشهری آنلاین دربارهی بارندگی اخیر و ارتباط آن
Verwandte Ausdrücke
- شانس بارندگی
- با شدت گرفتن بارندگی در چندین استان ایران
- قراره که بارندگی هم داشته باشیم
- به خاطر بارندگی مشکلی
- به خاطر بارندگی مشکلی به وجود نیاد
- خاطر بارندگی مشکلی به وجود
- قراره که بارندگی
- بارندگی هم داشته باشیم
- ما بارندگی
- شانس بارندگی بیست

